الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

750

إحياء علوم الدين ( فارسى )

نظر او عبرت ، مثل من است . و حسن گفت : هر كه سخن او حكمت نيست لغو است ، و هر كه خاموشى او فكرت نيست سهو است ، و هر كه نظر او اعتبار نيست لهو است . و در قول حق تعالى : سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ، « 18 » اى ، زود باشد كه بگردانم آيت‌هاى خود كسانى را كه تكبر كنند در زمين بى حق ، گفت : اى دلهاى ايشان را باز دارم از تفكر در كار خود . و أبو سعيد خدرى - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - گفت : أعطوا أعينكم حظّها من العبادة ، اى ، چشمهاى خود را نصيب آن از عبادت بدهيد . گفتند : يا رسول اللّه ، نصيب آن از عبادت چيست ؟ گفت : النّظر في المصحف و التّفكّر فيه و الاعتبار عند عجايبه ، اى ، نگريستن در مصحف و تفكر در آن و اعتبار نزديك عجايب آن . و زنى كه ساكن باديه بود نزديك به مكه گفت : اگر دلهاى متقيان به فكرت خود مطالعه كند چيزى را كه در حجابهاى غيب ذخيره كرده شده است از نيكويى آخرت ، عيش ايشان در دنيا صافى نباشد و چشم ايشان روشن نبود . و لقمان بسيار تنها نشستى ، پس مولاى او بر او گذشتى و گفتى : اى لقمان ، بسيار تنها مىنشينى ، اگر با مردمان نشينى به انس نزديك‌تر باشد تو را . لقمان گفت : بسيارى تنهايى فكرت را به فهم نزديك آرنده‌تر است ، و بسيارى فكرت دليل راه بهشت است . وهب بن منبّه گفت : فكرت مردى بسيار نشد كه نه بدانست ، و هرگز مردى ندانست كه نه عمل كرد . و عمر بن عبد العزيز گفت : فكرت در نعمتهاى خداى از فاضل‌ترين عبادتهاست . و عبد اللّه بن مبارك سهل بن على را روزى خاموش و متفكر ديد ، گفت : كجا رسيدى ؟ گفت : به صراط . و بشر « 19 » گفت : اگر مردمان در عظمت خداى تعالى تفكر كنند ، خداى را عاصى نشوند . و ابن عباس - رضى اللّه عنهما - گفت : دو ركعت ميانه در تفكر به از قيام شبى بى تفكر . و أبو شريح مىرفت ، در اثناى آن بنشست و گليم در سر كشيد و گريستن گرفت ، گفتند : براى چه مىگريى ؟ گفت : در رفتن عمر و اندكى عمل و نزديكى أجل خود تفكر كردم . و أبو سليمان گفت : چشمهاى خود را به گريستن و دلهاى خود را به تفكر معتاد گردانيد . و همو گفت : فكرت در دنيا حجاب آخرت است و عقوبت اهل ولايت ، و فكرت در آخرت حكمت بار آرد و دلها را زنده گرداند . و حاتم گفت : از عبرت علم افزايد و از ذكر دوستى و از تفكر خوف . و ابن عباس - رضى اللّه عنهما - گفت : تفكر در خير داعى به كردن آن باشد ، و پشيمانى بر شر داعى به گذاشتن آن . و آمده است كه حق تعالى در بعضى كتب خود گفت كه من سخن هر حكيمى قبول نكنم ، و ليكن در همت و هواى او نظر فرمايم : چون همت و هواى او براى من باشد ، خاموشى او را تفكر گردانم و سخن او را حمد ، اگر چه سخن نگويد . و حسن

--> ( 18 ) اعراف 7 - 146 . ( 19 ) بشر حافى .