الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
749
إحياء علوم الدين ( فارسى )
كجا شده است ؟ گفت : ما يدرون أخلق الشّيطان ام لا ، اى ، ندانند كه شيطان آفريده شده است يا نه . گفتند : از ولد آدماند يا نه ؟ گفت : لا يدرون أخلق آدم ام لا ، اى ، ندانند كه آدم خلق شده است يا نه . عطا « 15 » گفت : من و عبيد بن عمير بر عايشه رفتيم ، و ميان ما و ميان او حجاب بود ، گفت : اى عبيد ، از زيارت ما تو را چه مانع آمد ؟ گفت : قول پيغامبر - عليه السلام - زر غبّا تزدد حبّا . « 16 » ابن عمير گفت : عجبتر چيزى كه از پيغامبر - عليه السلام - ديدى با ما بگوى . پس گريه آغاز كرد و گفت : همه كارهاى او عجب بود : در شب نوبت من بيامد تا پوست من به پوست او رسيد ، پس گفت : ذريني اتعبّد لربّى ، اى ، بگذار مرا تا بندگى كنم پروردگار خود را . پس برخاست سوى مشك آب رفت و از آن وضو ساخت ، پس به نماز پيوست و ايستاد و بگريست تا محاسن او تر شد ، پس سجده كرد تا زمين تر شد ، پس بر پهلو باز غلتيد تا بلال بيامد بانگ نماز بامداد بگفت ، پس گفت : يا رسول اللّه تو را چه گرياند ، خداى - عز و جل - گناه متقدم و متأخر تو بيامرزيده است ؟ گفت : ويحك يا بلال و ما يمنعني ان ابكى و قد انزل اللّه تعالى علىّ في هذه اللّيلة « إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ » ، اى ، اى نيكبخت اى بلال ، چه مانع [ مىشود ] مرا از آن كه بگريم و خداى - عز و جل - امشب بر من اين آيت فرستاد - و پارسيش اين است كه بدرستى در آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز آيتهاست اهل خرد را - پس گفت : ويل لمن قرأها و لم يتفكّر فيها ، اى ، واى بر آن كس كه آن را بخواند و در آن تفكر نكرد . و اوزاعى را پرسيدند كه غايت تفكر در آنها چيست ؟ گفت : آن كه آنها را بخواند و دريابد . و محمد بن واسع گفت كه مردى از اهل بصره پس از وفات ابى ذر بر امّ ذر همسر وى رفت و از عبادت ابو ذر بپرسيد ، گفت : همه روز در گوشهء خانه بودى و تفكر كردى . و حسن - رضى اللّه عنه - گفت : تفكر ساعتى بهتر است از قيام شبى . و فضيل گفت كه فكرت آينهاى است كه نيكيها و بديهاى تو به تو نمايد . و إبراهيم « 17 » را گفتند كه فكرت بسيار مىكنى . گفت : فكرت مغز عقل است . و سفيان بن عيينه بسيار تمثل كردى و گفتى ، شعر : إذا المرء كانت له فكرة * ففي كلّ شيء له عبرة اى ، چون مرد را فكرت باشد ، در هر چيزى او را عبرت بود . و طاوس « 18 » گفتى كه حواريان عيسى بن مريم را - صلوات اللّه عليه - گفتند : يا روح اللّه ، در زمين امروز مثل تو هست ؟ گفت : آرى ، هر كه [ 559 ] سخن او ذكر است ، و خاموشى او فكر ، و
--> ( 15 ) عطاء بن ابى رياح ( همان جا ) . ( 16 ) كم زيارت كن تا دوستى بيفزايد . ( 17 ) إبراهيم بن ادهم . ( 18 ) طاوس بن كيسان يماني .