الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
709
إحياء علوم الدين ( فارسى )
است . سوم آن كه به صنعت صانع مصنوعات نگرند و از آن جا به صفات صانع ترقى نمايند . پس مشاهدهء آن سبب ياد كردن بابها باشد از فكرت كه به سبب آن درهاى فكر بر ايشان گشاده شود . و آن عالىتر مقامات است . و آن مقامات عارفان و علامات محبان است . چه محب چون صنعت محبوب خود و كتاب و تصنيف او بيند ، صنعت فراموش كند و دل او به صانع مشغول شود . و هر چه بنده در آن گردد و نگرد صنع خداى است . پس او را در نگريستن از آن به صانع مجالى واسع است ، اگر درهاى ملكوت براى او گشاده شود . و آن بغايت عزيز « 88 » است . چهارم آن كه در آن به چشم رغبت و حرص نگرند ، پس بر آن چه از آن فايت شود اندوهگين شوند ، و بدانچه از جملهء آن بديشان رسد شاد باشند ، و آن چه از آن موافق هواى ايشان نبود آن را بنكوهند و عيب كنند و فاعل آن را بد گويند [ 529 ] و پخته و پزنده را بنكوهند ، و ندانند كه فاعل پخته و پزنده و قدرت او و علم آن خداى است . و هر كه چيزى بنكوهد از خلق خداى - عز و جل - بى اذن خداى بدرستى كه خداى - عز و جل - را نكوهيده است . و براى آن پيغامبر - عليه السلام - گفت : لا تسبّوا الدّهر فانّ اللّه تعالى هو الدّهر ، اى ، روزگار را دشنام مزنيد كه فاعل آن افعال خداى تعالى است . پس اين مرابطت دوم است به مراقبت اعمال بر دوام و اتصال . و شرح آن دراز شود ، و در آن چه ياد كرديم تنبيهى است بر طريق آن كسى كه اصول ضبط كرده باشد . مرابطهء سوم محاسبهء نفس است پس از عمل ( 1 ) پس بايد كه فضيلت محاسبه ، پس حقيقت آن ياد كنيم . اما فضيلت حق تعالى گفت : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ « 89 » اى ، اى كسانى كه بگرويديد بترسيد از خداى ، و [ بايد كه ] بنگرد هر نفسى كه چه پيش فرستاده براى فردا . و اين اشارت است به محاسبه بر آن چه گذشته است از اعمال . و براى آن عمر - رضى اللّه عنه - گفت : حاسبوا نفوسكم قبل ان تحاسبوا ، و زنوا قبل ان توزنوا ، اى ، حساب كنيد با نفسهاى خود پيش از آن كه حساب كرده شويد ، و بسنجيد آن را پيش از آن كه سنجيده شويد . و در خبر است كه مردى به خدمت پيغامبر - عليه السلام - آمد و گفت : يا رسول اللّه ، مرا وصيت كن ، گفت : أ مستوص أنت ؟ آيا پذيرندهء وصيتى تو ؟ گفت : آرى . گفت : إذا هممت بامر فتدبّر
--> ( 88 ) عزيز ، نادر ، كمياب . ( 89 ) حشر 59 - 18 .