الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
702
إحياء علوم الدين ( فارسى )
مستغرق نگرداند ، شر از تو بر انگيزد . و باشد كه پادشاهى از پادشاهان يا بزرگى از بزرگان بر تو در آيد ، تعظيم او تو را مستغرق گرداند تا كل آن چه در آنى بگذارى براى مشغول شدن به او ، نه از شرم او . پس همچنين مراتب بندگان در مراقبت حق تعالى مختلف شود . و هر كه در اين درجه باشد محتاج بود كه همهء حركات و سكنات و خطرات و لحظات و جملهء اختيارات خود را مراقبت نمايد . و او را در آن دو نظر باشد : نظرى پيش از عمل و نظرى در عمل . اما [ نظر اول ] پيش از عمل تا بنگرد كه آن چه او را ظاهر شد و خاطر او براى كردن آن بجنبيد خاصه براى خداى است ، يا در هواى نفس و متابعت شيطان است ، پس در آن توقف كند و تثبت نمايد تا آن به نور حق وى را روشن گردد . پس اگر براى خداى باشد آن را امضا كند ، و اگر براى غير خداى باشد از خداى شرم دارد ، و نفس خود را از او باز دارد ، پس نفس خود را ملامت كند بر آن چه در آن رغبت نمود و قصد آن كرد و بدان مايل شد ، و او را معلوم گرداند بدى كردار او و سعى او در فضيحت خود و آن كه دشمن نفس خود است ، اگر خداى تعالى به عصمت خود او را تدارك نفرمايد . و اين توقف در آغاز كارها تا حد بيان واجب محتوم است ، كه هيچ كس را از اين مهرب « 57 » نيست . چه در خبر است : انّه ينشر للعبد في كلّ حركة من حركاته و ان صغرت ثلاثة دواوين : الدّيوان الاول « لم » ، و الثّانى « كيف » ، و الثّالث « لمن » ، اى ، براى بنده در هر حركتى از حركات او اگر چه خرد باشد سه ديوان نشر كرده آيد : اول ، چرا ؟ و دوم ، چگونه ؟ و سوم ، براى كه ؟ و معنى « چرا » آن است كه اين چرا كردى ؟ براى مولى بر تو واجب بود ، يا به شهوت و هواى خود بدان مايل شدى ؟ پس اگر از آن بسلامت ماند بدانچه براى مولى بر او واجب بوده باشد ، از ديوان دوم پرسند و گويند : چگونه كردى ؟ چه خداى تعالى را در هر عملى شرطى و حكمى است كه قدر آن و وقت آن و صفت آن دانسته نشود مگر به علم . پس وى را گويند : چگونه كردى ؟ به علم محقق يا به جهل و ظن ؟ پس اگر از اين مسلّم ماند ، ديوان سوم نشر كنند ، و آن مطالبت است به اخلاص ، پس وى را گويند : براى كه كردى ؟ خالص براى خداى تا كلمهء لا إله الاّ اللّه [ 524 ] وفا كرده باشى ؟ پس أجر تو بر خداى بود ، يا براى رياى مخلوقى مثل خود ؟ پس مزد خود از او گير ، يا براى آن كه عاجل دنيا بيابى ؟ پس نصيب تو از دنيا تمام بداديم ، يا به سهو و غفلت ؟ پس أجر ساقط شد و عمل باطل گشت و سعى ضايع ماند . و اگر براى غير من كردى مستوجب مقت و عقوبت من شدى ، چه بندهء من بودى
--> ( 57 ) مهرب ، گريزگاه .