الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

703

إحياء علوم الدين ( فارسى )

و روزى من مىخوردى و به نعمت من مىآسودى ، پس براى غير من كار مىكردى . نشنيدى كه گفتم ، إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ ، « 58 » اى ، كسانى را كه مىخوانيد از دون خداى بندگانند امثال شما ، و گفتم : إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ ، « 59 » اى ، كسانى را كه مىپرستيد دون خداى شما را روزى نتوانند داد . پس روزى نزديك خداى طلبيد و او را پرستيد . اى بيچاره ، نشنيديد از من : أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ ، « 60 » اى ، بدانيد كه خداى را طاعت خالص است . پس چون بنده بداند كه در صدد « 61 » اين مطالبات و توبيخات است ، نفس خود را مطالبت كند پيش از آن كه مطالب گردانيده شود و براى سؤال و جواب ، و براى جواب صواب ساخته دارد . و إبداء و أعادت جز پس از تثبت نكند ، « 62 » و پلكى و سر انگشتى نجنباند مگر پس از تأمل . چه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - معاذ را گفت : انّ الرّجل ليسأل عن كحل عينيه و عن فتّه الطّين بإصبعيه و عن لمس ثوب أخيه ، اى ، هر آينه مرد پرسيده شود از سرمه‌هاى چشم خود ، و از ريزه كردن گل به دو انگشت خود ، و از بسودن جامهء برادر خود . حسن گفت : يكى از ايشان چون خواستى كه صدقه دهد ، بنگريستى و تثبت نمودى ، اگر براى خداى بودى امضا كردى . و گفت : رحمت خداى بر بنده‌اى باد كه نزديك انديشهء خود بايستد : اگر او را باشد بگذارد ، و اگر بر او باشد باز شود . « 63 » و سلمان چون سعد « 64 » را وصيت كرد گفت : بترس از خداى نزديك قصد خود چون قصد كنى . و محمد بن على « 65 » گفت : مؤمن توقف كننده و آهسته باشد ، نزديك قصد خود توقف كند ، چون هيزم گرد كنندهء شب نباشد . و اين نظر اول است در اين مراقبت . و از اين نرهاند مگر علم استوار و معرفت حقيقى به اسرار اعمال و اغوار نفس و مكايد شيطان . پس هر گاه كه نفس خود را و پروردگار خود را و دشمن خود شيطان را نشناسد ، و آن چه موافق هواى او باشد نداند ، و ميان آن و ميان آن چه خداى - عز و جل - دوست دارد تمييز نكند ، در نيت و همت و فكرت و سكون و حركت خود ، در اين مراقبه بسلامت نماند ، بلكه بيشتر مردمان به جهل در چيزى آويزند كه خداى - عز و جل - آن را كراهيت دارد ، و ايشان مىپندارند كه كارى نيكو مىكنند . و گمان مبر كه جاهل به چيزى كه آن را بتواند آموخت معذور باشد . هيهات ! بلكه طلب علم فريضه است بر هر مسلمانى . و براى اين ، دو ركعت عالم فاضل‌تر از هزار ركعت غير عالم است ،

--> ( 58 ) اعراف 7 - 194 . ( 59 ) عنكبوت 29 - 17 . ( 60 ) زمر 39 - 3 . ( 61 ) صدد ، روياروى ، مقابله . ( 62 ) إبداء ، به سخن آغاز كردن . عربى : لا يبدئ و لا يعيد الا بعد التثبت ( زبيدى 10 - 103 ) . ( 63 ) عربى : فان كان للَّه مضى و ان كان لغيره تأخر ( همان جا ) . ( 64 ) سعد بن ابى وقاص ( همان جا ) . ( 65 ) شايد امام محمد باقر ( ع ) باشد ، و شايد أبو عبد اللّه محمد بن على ترمذى ( زبيدى 10 - 104 ) .