الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
691
إحياء علوم الدين ( فارسى )
حساب مناقشت خواهد كرد ، و به ذره ذره مطالبت خواهد فرمود از خطرات و لحظات . و به حقيقت بدانستند كه ايشان را از اين خطرها نرهاند ، مگر لزوم محاسبت و صدق مراقبت و مطالبت نفس در انفاس و حركات ، و محاسبت آن در خطرات و لحظات . پس هر كه با نفس خود حساب كند پيش از آن كه حساب وى بكنند ، روز قيامت حساب وى سبك باشد ، و وقت سؤال جواب وى حاضر ، و عاقبت كار وى پسنديده . و هر كه با نفس خود حساب نكند حسرات او دايم باشد ، و طول وقفات او در عرصات قيامت دراز ، و سيئات او او را به رسوايى و مقت كشد . پس چون آن ايشان را روشن شد ، دانستند كه از آن جز طاعت خداى نرهاند . و خداى - عز و جل - ايشان را صبر و مرابطت « 15 » فرمود و گفت : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا . « 16 » پس مرابطت كردند با نفس خود : اول به مشارطت ، دوم به مراقبت ، سوم به محاسبت ، چهارم به معاقبت ، پنجم به مجاهدت ، ششم به معاتبت . پس ايشان را در مرابطت شش مقام بود . و چاره نيست از شرح آن ، و بيان حقيقت و فضيلت آن ، و تفصيل اعمال در آن . و اصل آن محاسبت است ، و ليكن در هر حسابى بعد از مشارطت و مراقبت است . و در حال خسران معاتبت و معاقبت لازم آيد . پس شرح اين مقامها باز كنيم . مقام اول از مرابطت مشارطت است ( 1 ) بدان كه مطلب معاملت كنندگان در تجارتها و شريكان در بضاعتها نزديك حساب « 17 » سلامت سود است . و چنان كه بازرگان از شريك خود يارى طلبد و مال به دو دهد تا بازرگانى كند ، پس با وى حساب كند . پس همچنين « عقل بازرگان است در راه آخرت ، و مطلب او و سود او « تزكيت نفس » است ، چه رستگارى او بدان است . حق تعالى گفت : قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها ، « 18 » اى ، بدرستى برست كسى كه آن را به علم نافع و عمل صالح پاك كرد و نما داد ، و بدرستى كه نوميد شد كسى كه آن را به جهل و معصيت نهان گردانيد . و عقل در اين تجارت از نفس يارى طلبد ، چه او را كار فرمايد و مسخر گرداند در آن چه آن را پاك كند و نما دهد ، چنان كه بازرگان يارى طلبد از شريك و غلام خود كه در مال او بازرگانى كند . و چنان كه شريك خصم منازع شود ، پس در ربح با او مجاذبت كند ، پس محتاج شود بدان كه اول با او شرط كند ، و در مقام [ 516 ] دوم مراقبت نمايد ، و در سوم حساب كند ، و در چهارم معاتبت يا معاقبت واجب دارد ، پس همچنين عقل محتاج باشد . اول به مشارطت نفس . پس
--> ( 15 ) مرابطت ، مواظبت ، ملازمت ، پاى بر جاى داشتن - شمارهء بعد . ( 16 ) آل عمران 3 - 200 . در كيمياى سعادت در معنى « رابطوا » آمده است : پاى بر جاى بداريد در اين جهاد ( 2 - 483 ) . ( 17 ) وقت حساب . ( 18 ) شمس 91 - 9 و 10 .