الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
665
إحياء علوم الدين ( فارسى )
سبب استراحت دل من از آن روى بود كه ندانستم . و اين دقيق و غامض است ، و كم باشد كه عملها از امثال آن خالى ماند ، و كم باشد كه بر آن تنبيه افتد ، مگر كسى را كه خداى تعالى توفيق داده باشد و غافلان از آن همه ، حسنات خود را در آخرت سيئات بينند ، و ايشانند مراد از قول حق تعالى : وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ ، « 105 » اى ، ظاهر شد ايشان را از خداى چيزى كه نمىپنداشتند . و قول او : وَ بَدا لَهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا ، « 106 » اى ، پديد آمد ايشان را بديهاى آن چه كردند . و قول او قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ، « 107 » اى ، بگو هيچ بياگاهانم شما را به كسانى كه زيانكارترين مردمانند در اعمال ؟ آن كساناند كه عمل ايشان در حيات دنيا باطل شد و ايشان پندارند كه به عمل خود مطيعند . و هيچ كس در معرض فتنه چنان نيست كه علما ، چه باعث بر نشر علم لذت مستولى شدن و شادى تبع گرفتن و خوشدل بودن به حمد و ثناست ، و شيطان آن را بر ايشان پوشيده گرداند و گويد : غرض ما نشر دين خداى است و نصرت شرع پيغامبر - عليه السلام - و مذكّر را بينى كه بر حق تعالى منت نهد بدانچه خلق را نصيحت كند و پادشاهان را پند دهد ، و بدانچه مردمان قبول كنند و روى به دو آرند شاد شود و دعوى كند كه شادى به نصرت دين است كه او را ميسر مىشود . و اگر از اقران او كسى پيدا آيد كه وعظ او خوشتر بود و مردمان از وى باز گردند و روى به دو آرند ، غمناك شود . و اگر باعث او دين بودى هر آينه خداى را شكر گزاردى ، چه خداى - عز و جل - اين مهم را از وى به غير وى كفايت فرمود . پس مع ذلك شيطان او را نگذارد و گويد : غم تو براى انقطاع تو است ، نه براى آن كه مردمان روى از تو بگردانيدهاند ، و غم خوردن به سبب فوت ثواب ستوده است . و اين مسكين نداند كه انقياد او حق را ، و تسليم او كار را به افضل ، ثواب او بيشتر است ، و نفع آن در آخرت عظيمتر از آن كه بدان منفرد باشد . و كاشكى بدانمى كه اگر غمناك شدى عمر بدانچه أبو بكر در معرض امامت آمد ، غم او ستوده بودى يا نكوهيده . و هيچ متدين را در آن ريبت نباشد كه آن نكوهيده بودى ، چه انقياد او حق را و تسليم او كار را به كسى كه آن شايستهتر است ، فايدهء آن در دين بيش از آن باشد كه تكفل مصالح خلق ، با آن چه در او ثواب جزيل است ، بلكه عمر - رضى اللّه عنه - به استقلال كسى كه به كار از او اولى بود شاد شد . پس چرا علما بدان شاد نشوند ؟ و باشد كه بعضى علما به غرور شيطان فريفته گردند و با نفس خود گويند كه اگر كسى پيدا آيد كه به كار از او سزاوارتر باشد هر آينه به دو شاد شود ، و از نفس خود پيش از تجربه و امتحان بدين اخبار كردن محض نادانى و غرور باشد . چه نفس در وعده دادن به امثال آن پيش از نزول فرمانبردار است ، آن گاه چون كار به دو رسد بگردد و از آن رجوع
--> ( 105 ) زمر 39 - 47 و 48 ، نسخهء خطى : و بدا لهم سيّئات ما عملوا . ( 106 ) زمر 39 - 47 و 48 ، نسخهء خطى : و بدا لهم سيّئات ما عملوا . ( 107 ) كهف 18 - 103 و 104 .