الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

656

إحياء علوم الدين ( فارسى )

بيرون حشويان « 85 » . بلكه طبيب حاذق گاهى باشد كه محرور « 86 » را به گوشت علاج كند با آن چه گرم است ، و طبيب قاصر آن را بعيد شمرد . و مقصود او از آن آن باشد كه اول قوّت او را باز آرد تا معالجت به ضد را احتمال « 87 » تواند كرد . و شطرنجى حاذق رخى و اسبى رايگان بگذارد تا به واسطهء آن غالب شود ، و نادان باشد كه از آن بخندد و شگفت دارد . و كسى كه در جنگ بصارتى دارد باشد كه منهزم شود و روى از خصم بگرداند تا او را به تنگناى بكشد پس به دو باز گردد . پس همچنين سلوك راه خداى همه كارزار است با ديو و معالجت دل . پس صاحب بصيرت موفق در آن بر لطيفه‌هايى از حيل واقف شود كه ضعيفان آن را استبعاد كنند . پس مريد را نبايد كه در ضمير خود بر پير انكار دارد ، و متعلم را نبايد بر استاد خود اعراض آرد ، بلكه بايد كه بر حد بصيرت خود بايستد ، و آن چه از احوال ايشان در نيابد ايشان را تسليم كند تا آن گاه كه اسرار ايشان وى را منكشف گردد : بدان كه به مرتبهء ايشان رسد يا درجهء ايشان در يابد . [ 492 ]

--> ( 85 ) نسخهء خطى : حشويات ، عربى : دون الحشوية منهم ( زبيدى 10 - 34 ) ، آنان كه وابسته به پوستند نه مغز . ( 86 ) محرور ، گرم مزاج . ( 87 ) احتمال ، تحمل .