الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
655
إحياء علوم الدين ( فارسى )
است از تفاوت ميان جمال حور عين و صورتهاى گلين ، بلكه بزرگ داشتن نفسهاى بهيمى شهوانى قضاى وطر « 80 » را از مخالطت خوبان و اعراض ايشان از جمال وجه كريم خداى بزرگ داشتن خبزدوك « 81 » ماند يار خود را و ألف گرفتن او با آن و اعراض او از ديدن جمال روى زنان . پس كورى بيشتر دلها از ديدن جمال و جلال خداى كورى خبزدوك را ماند از ادراك جمال زنان ، چه او را اصلا از آن شعور نباشد و بدان التفات ننمايد ، و اگر او را عقل بودى [ 491 ] و زنان را پيش او ياد كردندى ، هر آينه حقير شمردى عقل كسى را كه بديشان التفات نمايد . و هميشه همه گروه شادند بدانچه ايشان را براى آن آفريده است . احمد خضرويه پروردگار خود را به خواب ديد ، پس او را گفت : همهء مردمان از من [ بهشت ] مىطلبند « 82 » مگر بايزيد كه او مرا مىطلبد . و بايزيد پروردگار خود را در خواب ديد ، گفت : راه سوى تو چگونه است ؟ گفت : نفس خود را بگذار و پيشتر آى . و شبلى را بعد از مرگ او در خواب ديدند ، گفتند : خداى - عز و جل - با تو چه كرد ؟ گفت : بر دعويها از من برهان نطلبيد مگر بر يك سخن . روزى گفتم : كدام زيانكارى بزرگتر از زيانكارى بهشت ؟ گفت : كدام زيانكارى بزرگتر از زيانكارى لقاى من . و غرض آن است كه درجات اين نيتها متفاوت است ، و كسى كه يكى از آن بر دل او غالب شود بسى باشد كه او را عدول از آن به غير آن ميسر نگردد . و معرفت اين حقيقتها عملها و فعلها بهم رساند كه فقهاى ظاهرى ظاهر آن را منكر شمرند . چه گوييم كه كسى را در مباح نيتى حاضر شود و در فضيلت حاضر نشود ، پس مباح اولى باشد و فضيلت بدان نقل كند « 83 » ، و فضيلت در حق او نقيصت شود ، چه كارها به نيتهاست . و آن چون عفو باشد كه فاضلتر از انتصار « 84 » است در ظلم ، و بسا كه او را در انتصار نيتى حاضر شود نه در عفو ، پس از آن فاضلتر بود . و مثل آن كه او را در خوردن و آشاميدن و خفتن نيتى حاضر شود تا نفس خود را آسايشى دهد و بر عبادت قوّت گيرد در مستقبل ، و نيت روزه و نماز در حال او را حاضر نشود ، پس خوردن و خفتن فاضلتر بود ، بلكه اگر از عبادت [ به سبب ] مواظبت بر آن ملول شود و نشاط او ساكن و رغبت او ضعيف گردد ، و داند كه اگر يك ساعت به لهوى و حديثى ترفّه نمايد ، نشاط او باز آيد ، پس لهو او فاضلتر از نماز باشد . ابو دردا - رضى اللّه عنه - گفت كه من نفس خود را آسايش دهم به لهو ، و آن يارى باشد مرا بر حق . و على - رضى اللّه عنه - گفت : روّحوا القلوب فانّها إذا أكرهت عميت ، اى ، آسايش دهيد دلها را ، چه آن را چون اكراه كرده شود كور گردد . و اين دقيقههايى است كه علما در نيابند مگر محققان ،
--> ( 80 ) وطر ، حاجت ، نياز . ( 81 ) خبزدوك ، جعل ، سرگين گردانك . ( 82 ) عربى : كل الناس يطلبون منى الجنة . ( 83 ) نقل كند ، منتقل شود . ( 84 ) انتظار ، انتقام ، كينه كشى .