الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

637

إحياء علوم الدين ( فارسى )

قاصد آن باش ، چه قاصد چون كنندهء آن بود . و همچنين يكى از سلف گفت كه نعمت خداى بر شما بيش از آن است كه آن را بشمريد ، و گناهان شما پوشيده‌تر از آن است كه آن را بدانيد ، و ليكن بامداد و شبانگاه تايب باشيد ، آن چه ميان آن باشد شما را آمرزيده شود . . و عيسى - صلوات اللّه عليه - گفت : خنك مر چشمى را كه بخسبد و نيت معصيت ندارد ، و بيدار شود نه براى بزه . و أبو هريره گفت : روز قيامت بر اندازهء نيتها برانگيخته شوند . و فضيل بن عياض چون وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ « 9 » بخواندى بگريستى و آن را باز گرداندى و گفتى : اگر ما را ابتلا فرمايى رسوا گردانى و پرده ما بدرى . و حسن گفت : خلود اهل بهشت در بهشت ، و خلود اهل دوزخ در دوزخ به نيت است . و أبو هريره گفت كه در تورات نوشته است آن چه بدان رضاى من خواسته شود اندك آن بسيار است ، و آن چه بدان غير رضاى من خواسته شود بسيار آن اندك بود . و بلال بن سعد گفت كه بنده « قول مؤمن » گويد . خداى - عز و جل - [ او را ] به اقوال او نگذارد تا در عمل او نظر فرمايد ، و چون عمل كرد نگذارد تا در ورع او نظر فرمايد ، و چون ورع برزيد نگذارد تا در نيت او نظر فرمايد ، و چون نيت كرد ، اگر نيت او صالح باشد ، سزاوار بود كه آن چه جز از آن است به صلاح آيد . پس اكنون عماد عمل نيت است ، و عمل محتاج است به نيت تا بدان خير شود ، و نيت در نفس خود خير است اگر چه عمل به عايقى تعذر پذيرد . بيان حقيقت نيت ( 1 ) بدان كه نيت و ارادت و قصد عبارتهاست كه بر يك معنى متوارد است ، و آن حالتى و صفتى است دل را كه دو كار آن را در گيرد : علم و عمل . علم مقدمهء آن باشد ، زيرا كه اصل آن است و شرط آن ، و عمل تابع آن ، زيرا كه ثمرهء آن است و فرع آن ، زيرا كه هر عمل ، [ اى ، هر ] حركت و سكون ، اختيارى [ است و ] تمام نشود مگر به سه كار : علم و ارادت و قدرت . زيرا كه آدمى چيزى را كه نداند نخواهد ، پس چاره‌اى نباشد از آن كه بداند و بخواهد ، و تا نخواهد نكند ، پس چاره نباشد از ارادت . و معنى ارادت پديد آمدن نشاط دل است سوى چيزى كه آن را موافق غرض بيند ، يا در حال يا در مآل . چه آدمى چنان آفريده شده است كه بعضى كارها غرض او را موافق و ملايم است ، و بعضى مخالف و منافى ، پس محتاج است كه ملايم موافق را سوى خود كشد ، و زيانكار منافى را از نفس دفع كند . پس بضرورت محتاج است به معرفت و ادراك چيزى مضر و نافع ، تا جلب اين كند و بگريزد از آن . چه كسى كه غذا نبيند و آن را نشناسد امكان ندارد كه آن را

--> ( 9 ) محمد 47 - 31