الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
599
إحياء علوم الدين ( فارسى )
يسرحون فيها و يتنعّمون كيف شاءوا فتقول لهم الملائكة هل رأيتم الحساب فيقولون ما رأينا حسابا فتقول هل جزاتم الصّراط فيقولون ما رأينا صراطا فتقول لهم هل رأيتم جهنّم فيقولون ما رأينا شيئا فتقول الملائكة من امّة من أنتم ؟ فيقولون من امة محمّد صلى اللّه عليه و سلّم فتقول لهم الملائكة نشدنا كم باللّه حدّثونا ما كانت أعمالكم في الدّنيا فيقولون خصلتان كانتا فينا فبلغنا اللّه تعالى هذه المنزلة بفضله و رحمته فيقولون و ما هما فيقولون كنّا إذا خلونا نستحي ان نعصيه و نرضى باليسير ممّا قسم اللّه لنا فتقول الملائكة يحقّ لكم هذا ، اى ، چون روز قيامت باشد خداى - عز و جل - گروهى امتان مرا پر روياند ، پس بپرند از گورهاى خود سوى بهشت ، در آن تنزه و تنعم كنند چنان كه خواهند ، پس فريشتگان ايشان را گويند : حساب ديديد ؟ گويند : نديديم . گويند : از صراط گذشتيد ؟ پس گويند : صراط را نديديم . پس گويند : دوزخ را ديديد ؟ گويند : چيزى را نديديم . پس فريشتگان گويند : شما از امت كهايد ؟ گويند : از امت محمد - عليه السلام . پس گويند كه سوگند مىدهيم شما را به خداى كه بر ما بگوييد كه اعمال شما در دنيا چه بود ؟ گويند : در ما دو خصلت بود ، پس خداى - عز و جل - به فضل و رحمت خود ما را بدين منزلت رسانيد . پس گويند : آن دو خصلت چه بود ؟ گويند كه در خلوت شرم داشتيمى كه او را نافرمانبردارى كنيم ، و به اندكى از آن چه براى ما قسمت شده بود راضى شديمى . پس ملايكه گويند : اين حق باشد براى شما . و پيغامبر - عليه الصّلاة و السلام - گفت : أعطوا اللّه تعالى الرّضا من قلوبكم تظفروا به ثواب فقركم و الاّ فلا ، اى ، به دلها از خداى راضى باشيد تا ثواب فقر يابيد ، و الا نيابيد . و در اخبار موسى - عليه السلام - آمده است كه بنو اسرائيل موسى را - عليه السلام - گفتند كه پروردگار خود را براى ما از كارى بپرس كه چون ما آن كنيم از ما بدان راضى شود . پس موسى - عليه السلام - گفت : الهى شنيدى آن چه گفتند ؟ گفت : اى موسى ، ايشان را بگوى تا از من راضى باشند تا من از ايشان راضى باشم . و شاهد اين سؤال آن است كه پيغامبر ما - عليه افضل الصلوات و التحيات - گفت : من احبّ ان يعلم ماله عند اللّه عزّ و جلّ فلينظر ما للَّه عزّ و جلّ عنده فانّ اللّه تعالى ينزل العبد منه حيث أنزله العبد من نفسه ، اى ، هر كه دوست دارد كه بداند كه نزديك خداى او را چيست ، گو : بنگرد كه خداى تعالى را نزديك او چيست ، چه خداى بنده را در آن منزل دارد كه بنده خداى را از نفس خود منزل دارد . و در اخبار داود است - عليه السلام : اولياى مرا به انديشهء دنيا چه كار است ! هر آينه انديشهء دنيا حلاوت مناجات من از دلهاشان ببرد ، اى داود ، من آن دوست دارم كه اولياى من روحانى باشند ، عصيان نكنند ، غم نخورند . و موسى - عليه السلام - گفت : اى پروردگار ، مرا بر كارى دلالت كن كه رضاى تو در آن باشد تا آن را به جاى آرم . حق تعالى به دو وحى فرستاد كه رضاى من در آن است كه مكروه تو است ، و تو بر