الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

598

إحياء علوم الدين ( فارسى )

است ، و چنانستى كه چون نعمت ديدار يافتند به غايت غايتها و نهايت نهايتها رسيدند . و چون ايشان را خواستن فرمودند ، جز دوام آن نخواستند ، و دانستند كه رضا سبب دوام و برداشتن حجاب بوده است . و حق تعالى گفت وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ . « 310 » يكى از مفسران در تفسير آن گفت كه اهل بهشت را در وقت مزيد از حضرت پروردگار جهانيان سه تحفه رسد : يكى هديه از حق تعالى كه نزديك ايشان در بهشت مثل آن نباشد ، و آن قول حق تعالى : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ ، « 311 » اى ، پس نداند نفسى آن چه نهان داشته شده است براى ايشان از روشنايى چشمها . و دوم سلام است از پروردگار ايشان بر ايشان ، و آن زيادت از هديه است ، و آن قول حق تعالى است : سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ ، « 312 » اى ، سلامى است كه پروردگار بخشاينده بر ايشان گويد . سوم حق تعالى گويد : من از شما خشنودم . پس آن فاضل‌تر از هديه و سلام باشد ، و آن است قول حق تعالى : وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ، « 313 » اى ، خشنودى از خداى فاضل‌تر از نعمتى كه در آنند . پس اين فضل خشنودى خداى است ، و آن ثمرهء خشنودى بنده است . و اما اخبار روايتي است از پيغامبر - عليه السلام - كه طايفه‌اى از ياران را پرسيد كه من أنتم ؟ اى ، شما چه كسانيد ؟ گفتند : مؤمنان . گفت : و ما علامة ايمانكم ؟ اى ، نشان ايمان شما چيست ؟ گفتند : در بلا صبر كنيم ، و در رخا شكر گوييم ، و به مواقع قضا راضى باشيم . گفت : مؤمنون و ربّ الكعبة ، اى ، شما مؤمنانيد به خداى كعبه . و در روايت ديگر آمده است كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : حكماء علماء كادوا من فقههم ان يكونوا انبياء ، اى ، حكيمان عالمان‌اند ، نزديك است از فقه ايشان كه پيغامبران باشند . و در خبر است : طوبى لمن هدى إلى الإسلام و كان رزقه كفافا و رضى به ، اى ، خنك آن كس را كه به اسلام راه نموده شد ، و روزى او كفاف بود و بدان رضا داد . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : من رضى به من اللّه تعالى بالقليل من الرّزق رضى اللّه منه بالقليل من العمل ، اى ، هر كه خشنود شود از خداى - عز و جل - به اندكى از روزى ، خداى - عز و جل - از وى خشنود شود به اندكى از عمل . و نيز گفت : إذا احبّ اللّه عبدا ابتلاه فان صبر اجتباه و ان رضى اصطفاه ، اى ، چون خداى - عز و جل - بنده را دوست گيرد مبتلا گرداند ، پس اگر صبر كند او را اجتبا فرمايد ، و اگر رضا دهد به درجهء اصطفا رساند . مترجم مىگويد كه بيان اجتبا و اصطفا پيش از اين سابق شده است « 314 » [ 451 ] . و نيز گفت : إذا كان يوم القيامة أنبت اللّه تعالى لطائفة من امّتى اجنحة فيطيرون من قبورهم إلى الجنان

--> ( 310 ) ق 50 - 35 . ( 311 ) سجده 32 - 17 . ( 312 ) يس 36 - 58 . ( 313 ) توبه 9 - 72 . ( 314 ) كتاب توحيد و توكل ، ص 494