الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

40

إحياء علوم الدين ( فارسى )

بكشد ، ايشان هالكان باشند ، و بعضى را مدتى عذاب فرمايد و نكشد ، ايشان معذّبان باشند ، و بعضى را بگذارد ، ايشان ناجيان‌اند ، و بعضى را تشريف دهد ، ايشان فايزانند . و اگر ملك عادل باشد جز به استحقاق ملك ايشان را بدين جمله قسمت نفرمايد . پس نكشد مگر آن كسان را كه استحقاق ملك او را منكر باشند ، و در اصل دولت او را معاند ، و عذاب نفرمايد مگر مقصران خدمت را ، با آن چه به ملك و علو درجهء او معترف باشند ، و نگذارد مگر جماعتى را كه به مرتبهء ملك او معترف باشند ، و ليكن تقصيرى از ايشان صادر نشده باشد كه بدان مستوجب عذاب گردند ، و خدمتى از ايشان به وجود نيامده كه بدان مستحق تشريف شوند ، و تشريف ندهد مگر طايفه‌اى را كه در خدمت و نصرت او مبالغت نموده باشند . پس درجات تشريفات فايزان متفاوت باشد بر اندازهء درجات خدمت ، و اهلاك هالكان - اما بتحقيق باشد چون گردن زدن ، و اما به تشديد و تنكيل « 101 » چون مثله كردن - بر اندازهء درجات عناد ايشان ، و عذاب معذّبان ، در خفّت و شدت و درازى و كوتاهى مدت و اتحاد و اختلاف نوع ، بر اندازه‌ى درجات تقصير [ 28 ] ايشان باشد . و هر مرتبه‌اى از اين مراتب درجات نامحصور است . پس همچنين فهم كن كه مردمان در آخرت همچنين متفاوت باشند : بعضى هالك باشند ، و بعضى مدتى در عذاب مانند ، و بعضى ناجى كه در سراى سلامت نزول كنند ، و بعضى فايز كه جماعتى از ايشان در جنات عدن باشند ، و طايفه‌اى در جنات مأوى و گروهى در جنات فردوس . و معذّبان : بعضى را عذاب اندك باشد ، و بعضى هزار سال تا هفت هزار سال در عذاب بمانند ، و آن آخرين كسى باشد كه از آتش بيرون آورده شود ، چنان كه در خبر آمده است . و همچنين هالكان نوميد از رحمت خداى ، دركات ايشان مختلف باشد . و اين درجات و دركات بر اندازهء اختلاف طاعتها و معصيتهاست . پس بايد كه كيفيت اقسام درجات و دركات پيدا كنم . مرتبهء اوّل و آن هلاك است . و به « هالكان » كسانى را مىخواهيم كه نوميد باشند از رحمت خداى ، چه كسى را كه ملك در حال بكشت - در مثالى كه آورده‌ايم - از رضاى ملك و اكرام او نوميد باشد . پس غافل مشو از معانى مثال . و اين درجه جز منكران و معرضان را نباشد كه براى دنيا متجرد باشند ، و خداى و پيغامبران و كتب او را تكذيب كنند . چه سعادت اخروى در نزديكى خداى باشد به ديدن او ، و آن را اصلا نتوان يافت مگر به معرفت كه آن را ايمان و تصديق گويند . و منكران و مكذّبان از رحمت خداى ابد الاباد نوميد باشند ، و ايشان كسانىاند كه پروردگار جهانيان و پيغامبران مرسل او را تكذيب كنند ، و ايشان از پروردگار خود هر آينه آن روز محجوب باشند . و هر كه از محبوب خود محجوب بود و ميان او و مشتهى او حايل باشد ، هر آينه به آتش دوزخ و آتش فراق سوخته شود . و

--> ( 101 ) تنكيل ، عقوبت كردن .