الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
576
إحياء علوم الدين ( فارسى )
آن چه شما را بپرورد به نعمت خود ، و مرا دوست داريد براى خداى تعالى . و سفيان گفت : هر كه محبّ خداى را دوست دارد خداى را دوست داشته باشد ، و هر كه مكرم « 220 » خداى را اكرام كند خداى را اكرام كرده بود . و يكى از مريدان گفت كه در شدت ارادت « 221 » حلاوت مناجات يافتم ، پس شب و روز خواندن قرآن لازم گرفتم ، آن گاه فتورى در من آمد و از خواندن منقطع شدم ، در خواب شنيدم كه مرا گويندهاى مىگويد : اگر مىگويى كه مرا دوست مىدارى چرا كتاب مرا بگذاشتى ، نبينى آن چه از عتاب لطيف من در اوست ! پس بيدار شدم و دوستى قرآن بر دل من غالب گشت ، پس به حال خود معاودت نمودم . و ابن مسعود - رضى اللّه عنه - [ 434 ] گفت : نبايد كه يكى از شما از نفس خود بپرسد مگر قرآن را ، پس اگر قرآن را دوست دارد خداى - عز و جل - را دوست داشته باشد ، و اگر قرآن را دوست ندارد دوست خداى نبود . و سهل گفت : علامت حب خداى دوستى قرآن است ، و علامت حب خداى و حب قرآن دوستى پيغامبر است - عليه السلام - و علامت دوستى پيغامبر دوستى سنت ، و علامت دوستى سنت دوستى آخرت ، و علامت دوستى آخرت دشمنايگى دنيا ، و علامت دشمنايگى دنيا آن كه از آن جز توشهاى كه به آخرت رساند نگيرد . و از آن جمله آن كه انس او به خلوت و مناجات خداى و خواندن كتاب او باشد . پس بر بيدارى شب مواظبت « 222 » نمايد ، و آراميدگى شب و صافى شدن وقت را بدانچه عوايق در آن منقطع شود غنيمت شمرد . چه اقل درجات دوستى آن است كه به خلوت دوست لذت يابد ، و به راز گفتن با او در نعمت بود . پس هر كه خفتن يا مشغول بودن به حديث « 223 » نزديك او لذيذتر و خوشتر از مناجات خداى باشد ، دوستى او چگونه درست آيد ! و إبراهيم بن ادهم چون از كوه فرود آمد وى را گفتند : از كجا آمدى ؟ گفت : از انس گرفتن با خداى . و در اخبار داود - عليه السلام - آمده است كه با كسى از خلق من انس مگير كه من دو كس را از خود قطع كنم : يكى آن كه رسيدن ثواب مرا دير شمرد و بدان از من منقطع شود ، و ديگر آن كه مرا فراموش كند و به حال خود راضى باشد ، و علامت آن آن است كه او را به نفس خود گذارم تا در دنيا حيران شود . و هر گاه كه به غير خداى انس گيرد ، بر اندازهء انس او به غير خداى از خداى مستوحش باشد و از درجهء دوستى او ساقط شود . و در قصهء برخ - و او بندهاى سياه بود كه موسى - عليه السلام - به دو استسقا كرد - آمده است كه حق تعالى موسى را گفت كه برخ نيكو بندهاى است مرا ، الا آن است كه
--> ( 220 ) مكرم ، اكرام كننده . ( 221 ) عربى : في سن الارادة ( اى في اول السلوك و نشاطه ، زبيدى 9 - 622 ) . ( 222 ) مواظبت ، مداومت . ( 223 ) حديث ، سخن گفتن .