الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
573
إحياء علوم الدين ( فارسى )
ان ينظر إلى رجل يحبّ اللّه . . . « 212 » بكلّ قلبه فلينظر إلى سالم ، اى ، هر كه خواهد كه در مردى نگرد كه خداى را . . . « 213 » به كل دل خود دوست دارد ، گو در سالم نگر . پس اين دليل است بر آن كه بعضى مردمان خداى را به كل دل خود دوست ندارند ، پس خداى را دوست دارند و غير او را هم ، پس لا جرم نعمت او به لقاى خداى چون به دو رسد بر اندازهء دوستى خداى باشد ، و عذاب او به سبب فراق دنيا در حال مرگ بر اندازهء دوستى دنيا . و [ سبب ] دوم از كراهيت آن كه بنده در ابتداى مقام محبت باشد . مرگ را كراهيت ندارد ، و ليكن زودى آن را كراهيت دارد پيش از آن كه مستعد لقاى خداى شود . پس اين بر ضعف دوستى دليل نكند . و او چون محبى باشد كه خبر آمدن دوست بشنود ، پس خواهد كه به ساعتى پستر آيد تا خانه راست كند و اسباب مهيا گرداند ، پس با فراغ دل از شواغل و سبك بارى از عوايق چنان كه خواهد او را بيند . و كراهيت بدين سبب منافى كمال دوستى اصلا نباشد . و علامت او آن باشد كه در كار كردن و همت را مستغرق استعداد « 214 » داشتن جد نمايد . و از آن جمله « 215 » آن است كه آن چيز را كه خداى تعالى دوست دارد برگزيند بر چيزى كه او دوست دارد در ظاهر و باطن . آن گاه از متابعت هوى اجتناب نمايد ، و از تناسانى و كاهلى روى بگرداند ، و بر طاعت خداى هميشه مواظب باشد و به نفلها به دو تقرب نمايد ، و مزيت درجات طلبد ، چنان كه دوستدار مزيد نزديكى طلبد در دل محبوب خود . و خداى - عز و جل - محبين را به ايثار صفت كرد و گفت : يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ [ 432 ] عَلى أَنْفُسِهِمْ ، « 216 » اى ، دوست دارند هر كه را هجرت كند به سوى ايشان ، و در دلهاى خود حاجتى نيابند از آن چيزى كه ايشان داده شوند و بر نفسهاى خود ايثار كنند . و هر كه بر متابعت هوى مستمر بماند ، محبوب او آن باشد كه آن را دوست دارد ، بلكه محبت هواى نفس خود نيز براى هواى محبوب بگذارد ، چنان كه گفتهاند ، شعر : أريد وصاله و يريد هجرى * فاترك ما أريد لما يريد اى ، من وصال او خواهم و او هجر من ، پس مراد خود براى مراد او بگذارم . بلكه دوستى چون غالب شود هوى را قمع كند ، پس تنعم او به غير محبوب نماند . چنان كه آمده است كه چون زليخا ايمان آورد و در عقد يوسف آمد ، انفراد اختيار كرد ، و براى عبادت تخلّى
--> ( 212 ) فقط در حاشيهء نسخهء قاهره اضافه شده است : و رسوله . و نيز در ترجمهء حديث : و رسول خداى را . ( 213 ) فقط در حاشيهء نسخهء قاهره اضافه شده است : و رسوله . و نيز در ترجمهء حديث : و رسول خداى را . ( 214 ) استعداد ، آمادگى ، شايستگى . ( 215 ) علامات دوست داشتن بنده حق تعالى را . ( 216 ) حشر 59 - 9 .