الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
571
إحياء علوم الدين ( فارسى )
دهنده ، و به لذت مناجات در خلوتها انس بخشنده ، و ميان او و ميان معرفت خود پردهها بردارنده . پس اين و امثال اين علامات دوست داشتن خداى است بنده را . و اكنون علامات دوست داشتن بنده خداى را ياد كنيم ، چه اين نيز علامات دوست داشتن خداى است بنده را . سخن در علامات دوست داشتن بنده خداى تعالى را ( 1 ) بدان كه هر كسى دعوى دوستى كند . دعوى در غايت آسانى است و معنى در نهايت دشوارى . پس نبايد كه آدمى به تلبيس شيطان و خداع « 205 » نفس فريفته شود هر گاه كه دعوى محبت خداى كند ، تا او را به علامتها نيازمايد و به برهانها و دليلها مطالبت نكند . و دوستى شجرهء طيّب است كه بيخ آن استوار است و شاخ آن به آسمان رسيده و ميوهها از آن بر دل و زبان و جوارح فايض شود . و اين آثار فايضه از آن بر دل و جوارح بر محبت دلالت كند ، چنان كه دلالت دود بر آتش است ، و ميوه بر درخت . و آن « 206 » بسيار است . و يكى از آن دوست داشتن لقاى حق تعالى است به طريق كشف و مشاهده در دار سلام « 207 » . و صورت نبندد كه دل محبوبى را دوست دارد كه نه مشاهده و لقاى او را دوست دارد . و چون داند كه بر آن و اصل نشود مگر به ارتحال از دنيا و مفارقت آن به مرگ ، پس بايد كه دوستدار مرگ باشد و از او گريزان نبود ، چه بر محب گران نيايد كه از وطن خود سفر كند و به مستقر محبوب رود تا به مشاهدهء او لذت يابد ، و مرگ كليد ديدار و در دخول بر مشاهده است . پيغامبر - عليه السلام - گفت : من احبّ لقاء اللّه احبّ اللّه لقاءه ، اى ، هر كه ديدن خداى دوست دارد ، خداى ديدن او دوست دارد . و حذيفه در حال مرگ گفت : دوست با فاقه آمد ، رستگارى مباد هر كه پشيمان شود . و يكى از سلف گفت : در بنده هيچ خصلتى نزديك خداى پس از دوستى لقاى او دوستتر از بسيارى سجود نيست . پس دوستى لقاى خداى تعالى بر سجود تقديم كرد . و حق تعالى براى حقيقت صدق در دوستى « كشته شدن در راه خداى » شرط فرمود ، چون جماعتى گفتند كه ما خداى را دوست داريم ، پس در راه خداى كشته شدن و طلب شهادت علامت آن گردانيد ، و گفت : إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا . « 208 » و گفت : يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ . « 209 » و در وصيت أبو بكر عمر را آمده است كه حق گران است و با گرانى گواران است ، و باطل سبك است و با سبكى ناگوار است ، پس اگر وصيت من نگاه دارى ، هيچ غايبى نزديك تو دوستتر از مرگ نباشد و او رسنده است به تو ، و اگر وصيت من ضايع دارى ، هيچ چيز نزديك تو دشمنتر از مرگ نبود
--> ( 205 ) خداع ، فريب دادن ، ظاهر كردن خلاف آن چه در قلب است . ( 206 ) علامات دوست داشتن بنده حق تعالى را . ( 207 ) دار سلام ، بهشت . ( 208 ) صف 61 - 4 . ( 209 ) توبه 9 - 111 .