الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

565

إحياء علوم الدين ( فارسى )

ارادت ايشان نزديك من بزرگ باشد تا بديشان دهم چيزى كه چشمى نديده است و گوشى نشنيده و در دل آدمى نگشته ، مرا ميان دو چشم خود دار ، و به بينايى دل خود در من نگر ، و به چشم سر خود منگر در كسانى كه دلها و عقلهاى ايشان از خود محجوب كرده‌ام ، پس ايشان را مهمل و معطل گذاشته‌ام ، و به انقطاع ثواب من از ايشان راضى شده ، چه من به عزت و جلال خود سوگند ياد كرده‌ام كه در ثواب خود گشاده نگردانم بر بنده‌اى كه در طاعت من براى تجربه و تسويف « 185 » در آيد ، تواضع كن متعلمان را و بر مريدان تطاول مكن ، چه اگر اهل محبت من منزلت مريدان نزد من بدانند هر آينه زمين ايشان شوند كه بر آن روند ، اى ، خاضع و منقاد ايشان گرداند . اى داود ، اگر مريدى را بيرون آرى و خلاص كنى او را از مستيى كه او در آن باشد ، تو را بندهء كهبد « 186 » نويسم ، و هر كه را كهبد نبشتم او را وحشتى نباشد و به آدميان حاجت نبود . اى داود ، به سخن من تمسّك نماى ، و از نفس خود براى نفس خود ذخيره ساز ، عشرت تو بايد كه از آن جا نباشد ، چه از محبت من محجوب مانى ، بندگان مرا از رحمت من نوميد مكن ، شهوت خود را براى من قطع كن ، چه شهوتها را براى ضعفاى خلق خود مباح كرده‌ام ، اقويا را چه افتاده است كه به شهوتها گرايند ؟ چه آن حلاوت مناجات من كم كند ، و عقوبت اقويا نزديك من بر تناول شهوتها كمتر چيزى كه بديشان رسد آن است كه عقلهاى ايشان را از خود [ 426 ] محجوب گردانم ، چه من دنيا را براى محبّ خود نپسندم و او را از آن منزه دارم . اى داود ، ميان من و ميان خود عالمى را واسطه مساز كه او به مستى خود تو را از دوستى من محجوب كند . ايشان بر بندگان مريدان من راهزن‌اند ، بر ترك شهوتها به روزهء پيوسته استعانت كن ، و بر افطار دليرى منماى ، چه من روزهء پيوسته را دوست دارم . اى داود ، خود را دوست من گردان به دشمنايگى نفس خود ، و او را از شهوتها باز دار تا در تو نظر رحمت فرمايم ، پس ميان من و ميان خود پرده‌ها برداشته بينى ، تو را براى آن پوشيده مىدارم « 187 » تا بر ثواب قدرت يا بى ، چون بدان « 188 » بر تو انعام فرمايم ، و در آن حال كه به طاعت متمسكى از تو آن را « 189 » باز مىدارم . و خداى - عز و جل - به داود وحى فرستاد : اى داود ، اگر روى گردانندگان از من بدانند كه انتظار من ايشان را و رفق من بر ايشان و شوق من به ترك معاصى ايشان را چگونه است ، هر آينه از اشتياق من بميرند و مفاصل ايشان از هم جدا شود از دوستى من . اى داود ، اين ارادت من است در حق روى گردانندگان از من ، پس ارادت من در حق روى آرندگان به من چگونه باشد . اى داود ، بندهء من به من محتاج‌تر آن وقت باشد كه خود را از من بىنياز داند ، و من بر بنده بخشاينده‌تر آن گاه باشم

--> ( 185 ) تسويف ، امروز و فردا كردن ، تأخير كردن . ( 186 ) كهبد ، كوه نشين ، گوشه نشين ، زاهد . ( 187 ) از خود پوشيده مىدارم . شرح زبيدى : انّما أداويك مداواة ( و لفظ القوت : انّما أداريك مداراة ) ، ( 9 - 608 ) . ( 188 ) « آن » اشاره است به ثواب . ( 189 ) « آن » اشاره است به ثواب .