الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
560
إحياء علوم الدين ( فارسى )
اى إبراهيم ، شرم ندارى كه از من چيزى مىخواهى كه دل تو پيش از لقاى من بدان ساكن شود ، آيا هيچ مشتاق پيش از ديدن دوست خود ساكن بشود ؟ گفتم : اى پروردگار ، در دوستى تو حيران شدهام ، نمىدانم چه گويم ، مرا بياموز كه چه گويم . گفت : بگو ، اللهمّ رضّنى بقضائك و صبّرنى على بلائك و أوزعني شكر نعمائك . پس اكنون اين شوق در آخرت ساكن شود « 174 » و اما شوق دوم را نهايت نباشد ، نه در دنيا و نه در آخرت . چه نهايت او آن است كه بنده را در آخرت از جلال بارى تعالى و از صفات و حكمت و افعال آن منكشف شود آن چيزى كه معلوم بارى تعالى است . و آن محال است ، چه آن را نهايت نيست . و بنده هميشه بداند كه از جمال و جلال چيزها باقى مانده است كه وى را روشن نشده است . پس شوق او هرگز ساكن نشود ، خاصه كه فوق درجهء خود درجههاى بسيار بيند . الا آن است كه شوقى است به كمال وضوح و وصال با حصول اصل وصال . و براى آن شوقى لذيذ است كه در او دردى نباشد . و دور نباشد كه الطاف كشف و نظر متوالى بود تا بىنهايت . پس لذت و نعمت ابد الآباد در تزايد باشد . و لذت آن چه لطايف نعمت تجديد پذيرد شاغل بود از دريافتن شوق بدانچه حاصل نشده است . و اين به شرط آن باشد كه حصول كشف در چيزى كه در دنيا اصلا منكشف نشده باشد ممكن بود . و اگر آن مبذول نباشد ، نعمت بر حدى كه تضاعف نپذيرد بايستد [ 422 ] و ليكن دايم مستمر باشد . و قول بارى تعالى : نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا ، « 175 » اى ، نور ايشان در پيش و بر دست راست ايشان برود و گويند اى پروردگار ما ، نور ما براى ما تمام گردان ، محتمل اين معنى است . و آن چنان باشد كه چون اصل نور از دنيا توشه ساخته باشد به إتمام آن نور انعام فرمايد . و محتمل است كه مراد إتمام نور باشد در غير آن چه در دنيا بر آن استنارت نموده است ، استنارتى كه محتاج باشد به مزيد استكمال او و اشراق . پس مراد از إتمام آن بود . و قول حق تعالى : انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً « 176 » دليل است بر آن كه چاره نيست كه اصل انوار از دنيا توشه ساخته شود ، آن گاه در آخرت زيادت اشراق پذيرد ، اما تجدد نور نباشد . و در اين باب به گمان حكم كردن مخاطره است ، و هنوز ما را در آن چيزى روشن نشده است كه بر آن وثوق باشد . پس خواهيم از بارى تعالى كه ما را زيادت علم و رشد بخشد و حق به حقيقت به ما نمايد . پس اين مقدار از انوار بصاير حقايق و معانى شوق را كشف گرداند . و اما شواهد اخبار و آثار ( 1 ) بيش از شمار است . و مشهور است كه پيغامبر - عليه السلام - اين دعا گفتى : اللهمّ انّى اسألك الرّضا بعد القضاء و طيب الحياة بعد الموت و لذّت النّظر إلى وجهك الكريم و [ الشّوق ] الى لقائك ، اى ، بار خداى از تو رضا مىخواهم پس از قضا ، و زندگانى خوش بعد از
--> ( 174 ) ساكن شدن ، تسكين يافتن . ( 175 ) حديد 57 - 12 ، تحريم 66 - 8 . ( 176 ) حديد 57 - 13 .