الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
525
إحياء علوم الدين ( فارسى )
بزرگتر باشد . و همچنين مقدور ، هر گاه كه مرتبهء آن عظيمتر و منزلت آن عالىتر ، مرتبهء قدرت بر آن بزرگتر و قدر آن شريفتر . و بزرگتر معلومات حق تعالى است ، پس لا جرم خوبتر و شريفتر علمها معرفت اوست . و همچنين چيزى كه نزديك آن باشد و به دو محيط بود شرف آن بر اندازهء تعلق آن باشد به دو . پس اكنون جمال صفتهاى صدّيقان كه دلها ايشان را بطبع دوست دارد ، رجوع آن به سه كار است : يكى علم ايشان به خداى و فريشتگان و كتابها و پيغامبران او و شريعتهاى پيغامبران . و دوم قدرت ايشان بر اصلاح نفسهاى خو و اصلاح بندگان خداى به راه نمودن و سياست . و سوم پاكى ايشان از رذايل و خبايث و شهوتهاى غالب كه از سنن خير بگرداند و بر راه شر برد . و به مثل اين ، انبيا و خلفا و علما و پادشاهان عادل و كريم را دوست دارند . پس آن صفتها را به صفتهاى خداى نسبت كن . اما علم [ علم ] اولين و آخرين چه ماند به علم خداى كه محيط است به همه ، احاطتى كه اندازه ندارد ، تا به حدى كه مثقال ذرهاى در آسمانها و زمين از آن غايب نشود . و همه خلق را خطاب فرموده است و گفته : وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ، « 39 » اى ، به شما ندادهاند از علم مگر اندكى . بلكه اگر اهل آسمان و زمين فراهم آيند بر آن كه محيط شوند به علم و حكمت او در تفصيل آفريدن مورچه يا پشهاى ، بر عشر عشير آن اطلاع نيابند ، و به چيزى از علم او محيط نشوند مگر به چيزى كه خواسته است . و قدرى اندك كه همهء آدميان بدانستهاند ، به تعليم او دانستهاند ، چنان كه حق تعالى گفت : خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ . « 40 » و اگر جمال علم و شرف آن كارى محبوب است ، و او در نفس خود آرايش و كمال است كسى را كه بدان موصوف است ، پس نبايد كه بدين سبب كسى را دوست دارد مگر خداى تعالى را ، چه علمهاى عالمان به اضافت علم او جهل است . بلكه كسى كه عالمتر و جاهلتر اهل عصر خود را شناسد ، مستحيل باشد كه به سبب علم جاهلتر را دوست دارد و عالمتر را بگذارد ، اگر چه جاهل از نوع علمى به تفاصيل معيشت خود خالى نباشد . « 41 » و تفاوت ميان علم خداى و علم خلق بيش از آن است كه تفاوت ميان علم عالمتر خلق و جاهلتر آنها ، زيرا كه عالمتر از جاهلتر فاضلتر نيست مگر به علمهاى معدودهء متناهى ، كه در امكان متصور است كه جاهلتر آن را به كسب و اجتهاد در يابد . و فضل علم خداى بر علمهاى خلق بيرون از نهايت است ، چه معلومات او نامتناهى است ، و معلومات خلق متناهى .
--> ( 39 ) إسراء 17 - 85 . ( 40 ) رحمن 55 - 3 و 4 . ( 41 ) عربى : لا يخلو عن علم ما تتقاضاه معيشته ( زبيدى 9 - 564 ) .