الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

488

إحياء علوم الدين ( فارسى )

ششم آن كه براى معصيت دزد و در معرض عقوبت آمدن او غمناك شود ، خداى را شكر گويد كه او را مظلوم گردانيد و ظام نگردانيد ، و آن را نقصان دنياى او گردانيد ، نه نقصان دين او . چه آمده است كه كسى پيش عالمى شكايت كرد كه راه وى زدند و مال وى ببردند . گفت : اگر غم تو بدان سبب كه در مسلمانان كسى است كه بدين كار اقدام نمايد بيش از غم بردن مال نيست ، ناصح مسلمانان نه‌اى . و از على بن فضيل دينارها بدزديدند و او در خانه طواف مىكرد ، پس پدرش ديد كه مىگريست و دلتنگى مىكرد ، گفت : بر دينارها مىگريى ؟ گفت : به خداى كه نه ، و ليكن بر آن بيچاره مىگريم كه روز قيامت از او بپرسند و او را حجتى نباشد . و يكى را گفتند كه ظالم خود را دعاى بد كن . گفت : من براى او غمناكم و بدان چنان مشغولم كه به دعا نپردازم . فن چهارم - سعى كردن در ازالت ضرر ، چون علاج بيمارى و امثال آن ( 1 ) بدان كه سببهاى زايل كنندهء ضرر نيز سه قسم است : قطعى ، چون آب زايل كنندهء ضرر تشنگى ، و نان زايل كنندهء ضرر گرسنگى . و ظنى ، چون فصد و حجامت و داروى مسهل خوردن و ديگر أبواب طب ، اى ، معالجت سردى به گرمى ، و معالجت گرمى به سردى ، و آن سببهاى ظاهر است در طب . و وهمى ، چون داغ و افسون . و اما [ 367 ] قطعى ترك آن از توكل نيست ، بلكه ترك آن در حال بيم مرگ حرام است . و اما وهمى ترك آن شرط توكل است ، چه پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - متوكلان را بدان صفت كرده است . و قوىتر آن داغ است ، و پيوستهء آن افسون ، و فال بد گرفتن آخر درجات آن است . و بر آن اعتماد كردن و تكيه دادن غايت تعمق است در ديدن اسباب . و اما درجهء ميانه و آن ظنى است ، چون علاج به سببهايى كه نزديك طبيبان ظاهر است ، و كردن آن مناقض توكل نيست ، به خلاف وهمى ، و ترك آن محظور نيست ، به خلاف قطعى ، بل در بعضى حالها و در بعضى مردمان ترك آن فاضل‌تر از كردن آن باشد . پس آن ميان دو درجه است . و دليل بر آن كه علاج مناقض توكل نيست كردن و گفتن ، و فرمودن پيغامبر است - عليه الصلاة و السلام . اما گفتن گفت : ما من داء الاّ و له دواء عرفه من عرفه و جهله من جهله الاّ السّام ، اى ، هيچ دردى نيست كه نه آن را دارويى است ، بشناخت آن را آن كه بشناخت ، و ندانست آن كه ندانست ، مگر مرگ . و گفت : تداووا عباد اللّه [ فانّ اللّه خلق الدّاء و الدّواء ] ، اى ، دارو كنيد اى بندگان خداى