الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
442
إحياء علوم الدين ( فارسى )
جلاد بكشت ، و ليكن كشتن امير به معنيى است ، و كشتن جلاد به معنى ديگر . پس همچنين بنده به معنيى فاعل است و خداى به معنى ديگر . پس معنى فاعليت خداى آن است كه مخترع و موجد است ، و معنى فاعليت بنده آن كه در وى قدرت آفريد ، پس از آن كه ارادت آفريد . پس از آن كه علم آفريد . پس قدرت مرتبط نشد به ارادت ، و حركت به قدرت چنان كه مشروط به شرط ، و قدرت بنده به قدرت خداى تعالى مرتبط شد چنان كه معلول به علت يا مخترع به مخترع . و هر چه به قدرت مرتبط است ، محل قدرت را فاعل او خوانند به هر نوعى كه ارتباط باشد . چنان كه جلاد را كشنده گويند و امير را كشنده ، چه كشتن به قدرت ايشان مرتبط است ، و ليكن بر دو وجه مختلف . و بدان سبب آن را فعل ايشان گويند . پس ارتباط مقدور ميان دو قدرت همچنين باشد . و براى آن بارى تعالى فعلها را در قرآن گاهى به فريشتگان و آدميان نسبت كرد ، و بار ديگر همان را بعينه به ذات خود اضافت فرمود : قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ « 104 » . پس گفت : اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها . « 105 » و گفت : أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ . « 106 » كشت كردن را به ما اضافت كرد ، پس به ذات خود اضافت فرمود و گفت : أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا وَ عِنَباً . « 107 » و گفت : فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا . « 108 » پس گفت : فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا . « 109 » و دمنده جبرئيل بود ، و چنان كه گفت فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ . « 110 » و در تفسير اين چنين گفتهاند [ 331 ] كه چون جبرئيل - صلوات اللّه و سلامه عليه - بر تو بخواند . و گفت : قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ . « 111 » كشتن را بديشان اضافت فرمود ، و تعذيب را به ذات خود . و تعذيب عين كشتن است ، بلكه تصريح فرمود و گفت : فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ . « 112 » و گفت : وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى . « 113 » و اين جمع است ميان نفى و اثبات در ظاهر . و ليكن معنيش آن است كه « چون انداختى » به معنيى كه بنده بدان اندازنده باشد [ انداختى ] و « نه انداختى » به معنيى كه پروردگار بدان اندازه باشد . چه آن دو معنى مختلف است . و گفت : الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . « 114 » پس گفت : الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ . « 115 » و گفت : عَلَّمَهُ الْبَيانَ . پس گفت : إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ . « 116 » و گفت : أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ . « 117 » پس پيغامبر - عليه السلام - در صفت فريشتهء أرحام گفت : انّه يدخل الرّحم فيأخذ النّطفة في يده ثمّ يصوّرها جسدا فيقول يا ربّ اذكر ام انثى ؟ أ سويّ ام معوج ؟ فيقول اللّه ما يشاء فيخلق الملك ، اى ، فريشته در رحم رود ، نطفه به دست گيرد و آن را بر صورت تنى كند ، پس گويد : اى پروردگار ، نر باشد يا
--> ( 104 ) سجده 32 - 11 . ( 105 ) زمر 39 - 42 . ( 106 ) واقعه 56 - 63 . ( 107 ) عبس 80 - 25 - 28 . ( 108 ) مريم 19 - 17 . ( 109 ) تحريم 66 - 12 . ( 110 ) قيامت 75 - 18 . ( 111 ) توبه 9 - 14 . ( 112 ) انفال 8 - 17 . ( 113 ) انفال 8 - 17 . ( 114 ) علق 96 - 3 - 5 . ( 115 ) رحمن 55 - 1 و 2 . ( 116 ) قيامت 75 - 19 . ( 117 ) واقعه 56 - 58 و 59 .