الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
21
إحياء علوم الدين ( فارسى )
است . و اگر عياذا باللّه بر بدى رفته باشد ، برآمدن آن به شك و اضطراب باشد ، و آن سوء خاتمت است . و مثل اين را گويند : وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ ، « 58 » اى ، توبه نيست كسانى را كه بديها كنند ، تا چون يكى از ايشان را مرگ حاضر شود گويد : من اكنون توبه كردم . بلكه توبه كسانى را باشد كه در حق ايشان فرموده است : إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ « 59 » اى ، عهدش نزديك باشد به كردن گناه كه بر آن پشيمان شود ، و اثر آن را به نيكى كه پس از آن كنند محو گرداند ، پيش از آن كه رين بر دل متراكم شود و قابل محو نباشد . و براى آن پيغامبر - عليه السلام - گفت : اتبع السّيّئة الحسنة تمحها . و براى آن لقمان پسر خود را گفت : اى پسر ، توبه را تأخير مكن كه مرگ ناگهان آيد . و هر كه در توبه مبادرت نمايد و تسويف كند ، ميان دو خطر عظيم باشد : يكى آن كه تاريكى معصيتها بر دل او تراكم پذيرد تا رين و طبع شود . پس قابل محو نباشد . دوم آن كه بيمارى يا مرگ معاجلت نمايد و مهلت آن نيابد كه به محو مشغول شود . و براى آن در خبر آمده است : انّ اكثر صياح اهل النّار من التّسويف ، اى ، بيشتر فرياد اهل آتش از تأخير توبه است . و هلاك شوندگان جز به تسويف هلاك نشدهاند . پس سياه كردن آن دل را نقد باشد و زدودن آن به طاعت نسيه ، تا آن گاه كه أجل وى را دريابد و با دلى [ 14 ] غير سليم به حضرت الهى پيوندد . و نجات نباشد مگر كسى را كه در آن حضرت با دل سليم رود . چه دل امانت خداى است نزديك او ، عمر او هم امانت خداى است نزديك او ، و همچنين ديگر اسباب طاعتها ، پس هر كه در امانت خيانت كند و خيانت خود را تدارك ننمايد كار او با خطر باشد . يكى از عارفان گفت : خداى - عز و جل - را نزديك بنده دو سرّ است كه پوشيده با وى گفته است بر سبيل الهام : يكى آن كه چون از شكم مادر بيرون آيد وى را گويد : بندهء من ، تو را پاك و پاكيزه سوى دنيا بيرون فرستادم ، و عمر تو را وديعت دادم ، و تو را بر آن امين داشتم ، پس بنگر كه امانت را چگونه نگاه دارى ، و بنگر كه چگونه به من رسى . دوم آن كه چون جانش بيرون آيد گويد : بندهء من ، در امانت من كه نزديك تو بود چه كردى ، نگاه داشتى آن را تا مرا بر عهد بينى و من تو را بر وفا بينم ، يا ضايع گردانيدى تا لقاى من تو را به مطالبت و عقوبت باشد ؟ و در قول حق تعالى : أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ ، « 60 » و در قول او : وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ ، اشارتى است بر اين . بيان آن كه چون شرايط توبه جمع شود هر آينه مقبول بود ( 1 ) بدان كه چون معنى قبول دريافتى بيقين بدانى كه هر توبهاى كه صحيح باشد مقبول او بود . چه
--> ( 58 ) نساء 4 - 18 . ( 59 ) نساء 4 - 17 . ( 60 ) بقره 2 - 40 .