الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
387
إحياء علوم الدين ( فارسى )
است ، دوست ندارد جز لذت نظر در وجه خداى تعالى و جز آن را نگزيند . و گمان مبر كه دلهاى اهل بهشت در حال ديدن در وجه كريم خداى لذت حور و قصور را گنجايى ماند ، بلكه آن لذت به اضافت « 119 » لذت نعمت بهشت چون لذت ملك دنياست و استيلا بر بلاد و عباد به اضافت لذت استيلا بر گنجشكى و بازى كردن بدان . و طالبان نعمت بهشت نزديك اهل معرفت و ارباب دل چون كودكاناند كه بازى كردن با گنجشك طلبند و لذت ملك بگذارند ، و آن به سبب قصور ايشان است از دريافت لذت ملك ، نه براى آن كه بازى به گنجشك در نفس خود عالىتر و لذيذتر است از مستولى شدن بر همهء خلق به طريق ملك . و اما اقسام آن به اضافت مرغوب عنه « 120 » ( 1 ) در آن قولهاى بسيار است ، و شايد كه زيادت از صد است ، پس به نقل آن مشغول نشويم ، و ليكن اشارت كنيم به سخنى كه به تفصيلها محيط باشد تا روشن شود كه بيشتر آن چه ياد كردهاند قاصر است از آن كه به كل محيط شود . پس گوييم : چيزى را كه بر زهد از آن رغبت گردانيده شود اجمال و تفصيل است . و تفصيل آن را مرتبتهاست ، بعضى از آن آحاد قسمها را شرح دهندهتر است ، و بعضى جملهها را جمع كنندهتر . اما اجمال در درجهء اوّل آن است كه هر چه جز خداى است بايد كه در آن زهد برزد تا به حدى كه در نفس خود نيز زهد برزد . و اجمال در درجهء دوم آن كه در هر صفتى كه نفس را در آن تمتع است زهد برزد . و اين متناول « 121 » است همهء مقتضيات طبع را ، از شهوت و خشم و كبر و مهترى و مال و جاه و جز آن . و در درجهء سوم آن كه در مال و جاه و اسباب اين هر دو زهد برزد كه جميع حظهاى نفس به اين هر دو راجعاند . و در درجهء چهارم آن كه در علم و قدرت و دينار و درم زهد برزد ، كه أصناف مالها اگر چه بسيار است دينار و درم جامع آن است ، و اسباب جاه اگر چه بسيار است رجوع آن به علم و قدرت است . و بدين هر علم و قدرتى را مىخواهيم كه مقصود آن ملك دلهاست ، چه معنى جاه ملك دلهاست و قادر شدن بر آن ، چنان كه معنى مال ملك عينهاست و قادر شدن بر آن . پس اگر از اين تفصيل بگذرى و شرح و تفصيلى از اين مبالغتر خواهى ، نزديك افتد كه آن چه زهد از او باشد از حصر بيرون آيد . و حق تعالى در يك آيت هفت از آن ياد فرموده است و گفته :
--> ( 119 ) به اضافت ، به نسبت . ( 120 ) در كيمياى سعادت : اما درجات زهد در حق آن چه به ترك وى بگويند ( همان جا ) . ( 121 ) متناول ، شامل .