الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
372
إحياء علوم الدين ( فارسى )
پس اكنون زهد عبارت است از بى رغبتى در دنيا و عدول كردن به آخرت ، يا از غير خداى عدول نمودن به خداى ، و اين درجهاى عالىتر است . و چنان كه [ 280 ] در مرغوب فيه شرط است كه نزديك او بهتر باشد ، پس در مرغوب عنه شرط است كه مقدور عليه باشد ، چه ترك غير مقدور عليه محال است . و به ترك زوال رغبت پيدا آيد . و براى آن چون ابن المبارك را گفتند : اى زاهد . گفت : زاهد عمر عبد العزيز بود ، چه دنيا خوار و مقهور به دو رسيد ، و او آن را بگذاشت ، اما من در چه چيز زاهدم ؟ و اما علمى كه انگيزندهء اين حالت است دانستن آن است كه گذاشته حقير است به اضافت گرفته ، چون دانستن بازرگانى كه عوض به از « فروخته » است ، پس در او رغبت كند . و تا اين علم محقق نشود ، صورت نبندد كه رغبت از مبيع زايل گردد . پس همچنين كسى كه شناخت كه آن چه نزديك خداى است باقى است ، و آخرت بهتر و باقىتر است ، اى ، لذتهاى آن در نفس خود بهتر است و [ باقىتر ] ، چنان كه گوهر به از برف است مثلا و باقىتر است ، پس بر مالك برف فروختن آن به گوهر و مرواريد گران نيايد . و مثال دنيا و آخرت همچنين است . چه دنيا چون برف است در آفتاب نهاده ، هميشه مىگدازد تا نماند ، و آخرت چون گوهرهايى است كه آن را فنا نيست . پس بر اندازهء قوّت يقين و معرفت به تفاوتى كه ميان دنيا و آخرت است رغبت در فروختن و معامله قوى شود ، تا به حدى كه كسى كه يقين او قوى شد نفس و مال خود را بفروشد ، چنان كه حق تعالى گفته است : إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ، « 84 » اى ، خداى - عز و جل - بخريد از مؤمنان نفسها و مالهاى ايشان بدان كه عوض ايشان بهشت باشد ، كارزار كنند در راه خداى تعالى . پس بيان فرمود كه بيع ايشان سودمند است ، و گفت : فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ ، « 85 » اى ، شاد باشيد بدين بيعى كه كرديد . پس در حصول زهد به علم حاجت نباشد مگر بدين قدر كه آخرت بهتر و باقىتر است . و باشد كه اين علم بداند كسى كه ترك دنيا نتواند : اما بدانچه علم و يقين او ضعيف است ، و اما بدانچه شهوت بر او مستولى بود در حال ، و او در دست شيطان مقهور بود ، و اما به سبب فريفتگى او به وعدههاى شيطان ، در روز بروز انداختن ، تا آن گاه كه مرگ او را در ربايد ، و پس از فوت با او جز حسرت باقى نماند . و اشارت به تعريف خساست دنياست در قول حق تعالى : قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ . « 86 » و به تعريف نفاست آخرت در قول او : وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ . « 87 » پس تنبيه فرمود بدانچه دانستن نفاست جوهر رغبت افزاينده است در آن چه آن را عوض استاند . و چون زهد صورت نبندد مگر به معاوضه و گردانيدن رغبت از محبوب سوى چيزى كه از آن
--> ( 84 ) توبه 9 - 111 . ( 85 ) توبه 9 - 111 . ( 86 ) نساء 4 - 77 . ( 87 ) قصص 28 - 80 .