الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
291
إحياء علوم الدين ( فارسى )
به صيغت نزديك ياد فرموده است . و قول او : لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ ، « 124 » اى ، تا بپرسد صادقان را از صدق ايشان . و قول او : سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ ، « 125 » اى ، زود باشد كه قصد حساب شما كنيم پس از امهال ، اى آدميان و پريان . مترجم مىگويد كه بارى - عز و جل - از شغل و فراغ منزه است ، و ليكن اين لفظ براى آن گفته است كه چون كسى مشغول بوده باشد و به جماعتى نپرداخته ، و ايشان به سبب آن در بىفرمانى مبالغت نموده ، چون بديشان پردازد مطالبت و معاقبت بيشتر باشد ، پس مراد از اين لفظ صعوبت مطالبت و شدت معاقبت است . و قول او : أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ ؟ « 126 » اى ، پس ايمن شدند از مكر خداى ؟ و قول او : وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ ، « 127 » اى ، همچنين باشد گرفتن خداى به عقوبت ، چون اهل شهر را بگيرد و ايشان ظالم باشند ، بدرستى كه گرفتن او دردمند كنندهاى سخت است . و قول او : يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً ، « 128 » اى ، روزى متقيان را سوى رحمان فراهم آريم با كرامت ، و گناهكاران را سوى دوزخ رانيم تشنه . و قول او : وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها ، « 129 » اى ، هيچ كس از شما نيست كه نه در آيندهء آتش است . و قول او : اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ ، « 130 » اى ، بكنيد آن چه خواهيد . مترجم مىگويد : در اين لفظ غايت تهديد و نهايت تشديد است . و قول او : مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ [ 219 ] حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ ، « 131 » اى ، هر كه به كار خود آخرت را خواهد در كسب ، او را زيادت كنيم بتضعيف ، از يكى تا ده و بيشتر ، و هر كه به عمل خود دنيا را خواهد - اى ، دنيا را بر آخرت برگزيند - او را از دنيا بدهيم ، و در آخرت او را هيچ نصيبى نباشد . مترجم مىگويد كه طالب آخرت را مزيد فرموده است ، اى ، زيادت از مطلوب خود بيابد ، و ذكر دادن يا نادادن دنيا هيچ نبرده . و بضرورت هر كه در دنيا باشد بعضى از آن بيابد ، و ليكن در ترك ذكر آن تنبيهى است بر حقارت و خساست دنيا و بيان علو همت طالبان آخرت ، چه همت ايشان از آن رفيعتر است كه به دنيا التفات نمايند . و در ذكر طالب دنيا لفظ « من » زيادت كرده است كه تبعيض راست ، اى ، بعضى از مطلوب خود بيش نيابند ، با آن چه كل دنيا اندكى است ، و از آخرت كه نامتناهى است محروم مانند . و نيز گفت : فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ، « 132 » اى ، هر كه همسنگ ذرهاى نيكى كند جزاى آن بيند - مؤمن در آخرت ، و كافر در دنيا در نفس و اهل و مال خود - و هر كه
--> ( 124 ) أحزاب 33 - 8 . ( 125 ) رحمن 55 - 31 . ( 126 ) اعراف 7 - 99 . ( 127 ) هود 11 - 102 . ( 128 ) مريم 19 - 85 و 86 . ( 129 ) مريم 19 - 71 . ( 130 ) فصّلت 41 - 40 . ( 131 ) شورى 42 - 20 . ( 132 ) زلزال 99 - 7 .