الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
281
إحياء علوم الدين ( فارسى )
كه بود از من زايل شد ، ندا كردن گرفتم كه « حنظله منافق شد » ، ابو بكر صدّيق - رضى اللّه عنه - مرا پيش شد ، گفت : نه چنين است [ 210 ] منافق نشدهاى . پس به خدمت پيغامبر رفتم و گفتم كه حنظله منافق شد . گفت : نه چنين است ، منافق نشدهاى . گفتم : يا رسول اللّه ، به خدمت تو بوديم ما را پندى دادى كه دلها از آن بترسيد و چشمها بگريست و نفسهاى خود را باز شناختيم ، پس به اهل خود بازگشتم و در حديث دنيا افتاديم ، و آن چه در پيش تو بر آن بوديم فراموش كرديم . گفت : يا حنظلة ، لو انّكم كنتم ابدا على تلك الحالة لصافحتكم الملائكة في الطّرق و على فرشكم و لكن يا حنظلة ساعة فساعة ، اى ، اى حنظله ، اگر شما هميشه بر آن حال باشيد هر آينه فريشتگان با شما مصافحه كنند در راهها و در بسترهاى شما ، و ليكن اى حنظلة ساعتى پس از ساعتى در آن بايد بود . پس اكنون كل آن چه در فضل اميد و گريه آمده است و فضل تقوى و ورع و فضل علم و نكوهش امن دلالت است بر فضل خوف ، چه آن همه بدان « 98 » متعلق است ، يا تعلق سبب يا تعلق مسبّب . « 99 » بيان آن كه فاضلتر غلبهء خوف است يا غلبهء رجا يا ميانه بودن ايشان ( 1 ) بدان كه اخبار در فضل خوف و رجا بسيار است ، و بسيار باشد كه كسى در آن نگرد در شك افتد در آن چه فاضلتر از ايشان كدام است . و پرسيدن آن كه خوف فاضلتر يا رجا سؤال فاسد است ، چنان كه كسى گويد نان فاضلتر يا آب ؟ و جواب او آن است كه گرسنه را نان فاضلتر و تشنه را آب . و اگر فراهم آيند در اغلب ديده شود : اگر گرسنگى غالبتر باشد ، نان فاضلتر ، و اگر تشنگى و گرسنگى بتساوى باشند ، نان و آب بتساوى بودند . و اين براى آن است كه كل آن چه براى مقصودى طلبيده شود فضل آن به اضافت « 100 » مقصود باشد نه در نفس خود . و خوف و رجا دو دارواند كه دلها بدان علاج كنند ، پس فضل ايشان به حسب بيمارى موجود باشد . پس اگر غالب بر دل بيمارى امن باشد از مكر خداى و فريفته شدن بدان ، خوف فاضلتر ، و اگر غالب بر دل نوميدى باشد از رحمت خداى ، رجا فاضلتر ، و همچنين اگر غالب بر بنده معصيت باشد ، خوف فاضلتر . و روا كه مطلق گفته شود كه خوف فاضلتر ، بدان وجه كه گفته شود : نان فاضلتر از سكنگبين ، چه نان علاج بيمارى گرسنگى است ، سكنگبين علاج بيمارى صفرا ، و بيمارى گرسنگى بيشتر باشد ، پس حاجت به نان بيشتر باشد ، پس او فاضلتر . پس بدان اعتبار غلبهء خوف فاضلتر باشد ، زيرا كه معصيت و فريفتگى در خلق غالبتر است .
--> ( 98 ) به خوف . ( 99 ) يا خوف موجب آنهاست ، يا آن همه موجب خوف است . ( 100 ) به اضافت ، به نسبت .