الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
9
إحياء علوم الدين ( فارسى )
شد بدانچه حق تعالى توبهء تو قبول فرمود . پس آدم - عليه السلام - گفت : اى جبرئيل ، اگر پس از اين توبه سؤالى باشد ، مقام من كجا بود ؟ حق تعالى به دو وحى فرستاد كه « اى آدم تعب و نصب « 20 » فرزندان خود را ميراث دادى و توبه هم ميراث دادى ، پس هر كه از ايشان مرا بخواند اجابت فرمايم ، چنان كه تو را اجابت فرمودم ، و هر كه آمرزش خواهد وى را بدهم ، براى آن كه من قريب و مجيبم اى آدم ، و تايبان را از گور شادان و خندان برانگيزم و دعاى ايشان مستجاب كنم . » و در اين باب اخبار و آثار نامحصور است ، و بر وجوب توبه اجماع امّت منعقد است . چه معنى وجوب توبه دانستن آن است كه گناه و معصيت هلاك كننده و دور گردانندهاند از خداى . و اين در وجوب ايمان داخل است ، و ليكن غفلت مانع ادراك آن مىشود ، پس معنى اين علم زايل كردن اين غفلت است . و در وجوب آن خلاف نيست . و از معانى آن گذاشتن معاصى است در حال ، و عزيمت گذاشتن آن در استقبال ، و تدارك تقصيرى كه رفته است در سابق احوال . و براى آن وجوب آن بى شك است . و اما پشيمانى بر آن چه رفته است و اندوهگين شدن براى آن واجب است . و آن روح توبه است ، و تمام تلافى بدان حاصل شود . پس چگونه واجب نباشد ، بل آن نوع دردى است كه لا محاله حاصل آيد در عقب آن كه به حقيقت بداند كه از عمر چه فايت شده است و در سخط خداى ضايع گشته . سؤال و اگر گويى كه دردمند شدن دل كارى ضرورى است كه در تحت اختيار در نيايد ، پس آن را به وجوب چگونه صفت توان كرد ؟ جواب بدان كه سبب آن « 21 » تحقيق علم است به فوت شدن محبوب . و بنده را به تحصيل سبب آن راهى است . و براى مثل اين معنى ، علم در تحت وجوب داخل مىشود ، نه براى آن معنى كه علم را بنده مى آفريند و در نفس خود آن را احداث مىگرداند ، چه آن محال است ، بلكه علم و پشيمانى و فعل و ارادت و قدرت و قادر ، همه از خلق خداى تعالى و فعل اوست : وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ . « 22 » حق صريح نزديك ارباب بصيرت اين است . و آن چه جز اين است گمراهى است . سؤال نه بنده را در كردن و گذاشتن اختيارى است ؟ جواب آرى ، و آن نقيض آن چه گفتهايم كه « همه از خداى است » نيست ، بل اختيار نيز از خلق خداى است ، و بنده مضطر است در اختيارى كه او راست . چه خداى - عز و جل - چون دست صحيح بيافريند ، و [ طعام ] لذيذ بيافريند ، و شهوت طعام در معده بيافريند ، و دانستن آن كه طعام مسكّن شهوت است در دل بيافريند ، و خاطرهاى متعارض كه در اين طعام با آن چه مسكّن شهوت است مضرتى هست يا نه ، و از تناول آن مانعى هست كه تناول با آن متعذّر باشد يا نه ، آن گاه
--> ( 20 ) نصب ، رنج و سختى . ( 21 ) سبب وجوب پشيمانى . ( 22 ) صافات 37 - 96 .