الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
267
إحياء علوم الدين ( فارسى )
داند ، و ليكن درد دل او به خوف بر اندازهء دانستن به سببهايى باشد كه به كشتن رساند ، و آن زشتى جنايت او باشد ، و آن كه پادشاه كينهور و خشمگين [ 198 ] و منتقم بود ، و كسانى كه بر انتقام تحريض نمايند پيش وى بسيار باشند و شفاعت كننده نباشد ، و اين ترسنده هيچ وسيلتى و خدمتى ندارد كه اثر جنايت او نزديك پادشاه محو گرداند ، پس دانستن به ظاهر اين سببها موجب قوّت ترس باشد و سختى درد دل ، و به اندازهء ضعف اين سببها ترس ضعيف شود . و باشد كه ترس از سبب ارتكاب جنايتى نباشد ، بلكه اين صفت آن كس باشد كه از او ترسد ، چون كسى كه در چنگال ددهاى افتد ، چه او از دده براى صفت ذات او ترسد ، و آن سطوت و حرص اوست بر شكستن در غالب ، اگر چه شكستن او به اختيار است . و باشد كه از صفت طبيعى آن چيز باشد كه از آن مىترسد ، چون ترس كسى كه در گذر سيل افتد يا نزديك آتش سوزان ، چه ترس از آب بدان است كه او به طبع خود مجبول است بر رفتن و غرق كردن ، و همچنين آتش بر سوختن . پس دانستن اسباب مكروه سببى است كه سوز و درد دل انگيزد ، و آن سوز ترس است پس همچنين ترس از حق تعالى گاهى به معرفت او و صفتهاى او باشد ، و آن چه اگر عالميان را هلاك كند باك ندارد ، و هيچ چيز مانع نباشد ، و گاهى براى بسيارى جنايت از بنده به ارتكاب معصيتها ، و گاهى به هر دو . و به اندازهء شناختن او عيبهاى نفس خود را ، و شناختن جلال خداى - عز و جل - و بى نيازى او ، و آن كه او پرسيده نشود از آن چه كند ، قوّت خوف او باشد . پس ترسكارترين مردمان از پروردگار خود آن كس است كه نفس خود را و پروردگار خود را بهتر شناسد . و براى آن پيغامبر - عليه السلام - گفت : انا أخوفكم ، اى ، من ترسكارتر شماام . و حق تعالى فرمود : إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ ، « 65 » اى ، از خداى جز عالمان نترسند . پس چون معرفت كامل شود حال خوف و احتراق دل بار آرد ، آن گاه اثر آن سوز از دل بر تن و جوارح و صفتها فايض شود . اما در تن به زارى و بيهوشى و نعره و گريه ، و باشد كه زهره شكافته شود و به مرگ انجامد ، يا به دماغ برود و عقل را تباه كند ، يا قوى شود و نوميدى بار آرد . و اما در جوارح آن كه از معصيتها آن را باز دارد و به طاعتها مقيد گرداند تا تقصير گذشته به تلافى رسد و براى آينده مستعد باشد . و براى آن گفتهاند كه خائف آن كس نباشد كه بگريد و چشمها پاك كند ، بلكه آن كس باشد كه آن چه در آن بيم عذاب بود بگذارد . و أبو القاسم حكيم گفت : هر كه از چيزى بترسد از او بگريزد ، و هر كه از خداى بترسد به دو گريزد . و ذو النون را پرسيدند كه بنده كى خائف باشد ؟ گفت : چون نفس خود را به منزلت بيمار داند ، و از بيم درازى
--> ( 65 ) فاطر 35 - 28 .