الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
229
إحياء علوم الدين ( فارسى )
خطوة إلى الصّلاة الفريضة و خطوة إلى صلة الرّحم ، اى ، هرگز بندهاى دو جرعه تجرع نكرد دوستتر نزديك خداى از جرعهء خشم كه آن را به حلم رد كرد ، و جرعهء مصيبت كه مرد در آن صبر كند ، و دو قطره نچكيد دوستتر نزديك خداى از قطرهء خونى كه در راه خداى - عز و جل - ريخته شد ، و قطرهء آب چشم در تاريكى شب در آن حال كه در سجده باشد و جز خداى او را نبيند ، و دو گام نزند بنده دوستتر نزديك خداى تعالى از گام زدن به سوى نماز فريضه ، و گام زدن سوى صلت رحم . و أبو دردا گفت كه سليمان بن داود را - على نبينا و عليهم السلام - پسرى وفات كرد و بدان تنگدل و غمناك شد . « 356 » پس دو فريشته بر هيئت خصمان بيامدند و پيش او بنشستند . يكى از ايشان گفت : تخمى در زمين انداختيم ، چون برآمد ، اين شخص آن را تباه كرد و نگذاشت كه به درويدن رسد . سليمان ديگرى را گفت : چه مىگويى ؟ گفت : من سالك [ 170 ] شارعى شدم و بر كِشتى « 357 » گذشتم ، پس چپ و راست بنگريستم ، راه جز بر كشت نبود . پس سليمان گفت : چرا در راه كشت كردى ؟ ندانستى كه مردمان را از آن راه چاره نباشد ؟ او گفت : چرا بر فرزند خود دلتنگ مىشوى ؟ نمىدانى كه مرگ راه آخرت است ؟ پس سليمان به خداى بازگشت و پس از آن بر فرزند هيچ جزع نكرد . و عمر بن عبد العزيز بر پسر خود رفت در حال بيمارى ، و گفت : اى پسر ، تو در ترازوى من باشى دوستتر از آن دارم كه من در ترازوى تو باشم . گفت : اى پدر ، بودن آن چه تو دوست دارى نزديك من دوستتر از بودن آن چه من دوست دارم . و ابن عباس را - رضى اللّه عنهما - از وفات دختر او خبر كردند ، او استرجاع « 358 » نمود و گفت : خداى - عز و جل - عورتى را بپوشيد و مئونتى را كفايت كرد و مزدى برسانيد . پس فرود آمد و دو ركعت بگزارد ، پس گفت : آن چه خداى - عز و جل - فرموده است : وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ « 359 » به جاى آورديم . و آمده است كه ابن المبارك را پسرى وفات كرد و مغى كه او را مىشناخت وى را تعزيت گفت ، و گفت : عاقل بايد كه امروز همان كند كه جاهل پس از پنج روز آن را كند . « 360 » پس ابن المبارك گفت كه اين سخن را از وى بنويسيد . و يكى از علما گفت كه حق تعالى بلا بر بنده متواتر گرداند تا وى را هيچ گناه نماند . و فضيل گفت كه حق تعالى بندهء مؤمن را به بلا همچنان تعاهد فرمايد كه مرد اهل خود را به نيكى . و حاتم اصم گفت : حق تعالى روز قيامت چهار كس را بر چهار صفت حجت كند : سليمان را بر توانگران ، و عيسى را بر درويشان ، و يوسف را بر بندگان ، و ايوب را بر
--> ( 356 ) عربى : فوجد عليه و جدا شديدا ( زبيدى 9 - 146 ) . ( 357 ) كشت ، كشتزار . ( 358 ) استرجاع ، « انا للَّه و انا اليه راجعون » گفتن . ( 359 ) بقره 2 - 45 . ( 360 ) يعنى صبر كند .