الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

199

إحياء علوم الدين ( فارسى )

يافته شود ، و طبيب را از كجا رسد كه آن را ملاحظه كند ! بلكه معنيى كه آن را نزديك طبيب روح خوانند به اضافت اين امر ربانى چون گويى است كه آن را چوگان ملك بگرداند به اضافت ملك . پس كسى كه روح طبى شناسد و پندارد كه كار ربانى را دريافته است چون كسى باشد كه گويى را بيند كه چوگان ملك آن را گردانيده است پندارد كه ملك را ديده است ، و شك نيست كه خطاى او فاحش باشد . و اين خطا بسيار فاحش‌تر از آن است . و چون عقلها كه بدان تكليف حاصل آيد و مصالح دنيا بدان دانسته شود عقلهاى قاصر است از ديدن كنه اين كار ، بارى تعالى پيغامبر خود را - صلى اللّه عليه و سلم - دستورى نداد كه از آن حديث گويد ، بلكه فرمود با مردمان بر اندازهء عقل ايشان سخن گويد . و حق تعالى از حقيقت اين كار در كتاب خود چيزى ياد نفرمود ، و ليكن نسبت او و فعل او ياد كرد ، و ذات او ياد نكرد : اما نسبت او در آن چه گفت مِنْ أَمْرِ رَبِّي . « 300 » و اما فعل او در آن چه گفت : يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي ، « 301 » اى ، اى نفس آرام گرفته بر كارهاى الهى و تصديق كرده بدان ، به پروردگار خود بازگرد ، خشنود بدانچه تو را داد ، و او از تو خشنود ، پس در روميان بندگان من ، و در رو در بهشت من . پس بايد كه به غرض بازگرديم ، چه مقصود ذكر نعمتهاى حق تعالى است در خوردن ، چه بعضى نعمتهاى خداى در آلات خوردن ياد كرديم . طرف چهارم - در نعمتهاى بارى تعالى در اصل‌هايى كه طعامها از آن حاصل آيد و شايستهء آن شود كه آدمى آن را پس از آن به صنعت خود اصلاح كند ( 1 ) بدان كه طعامها بسيار است ، و بارى تعالى را در آفريدن آن عجايب بسيار بىشمار و اسباب متوالى نامتناهى [ است ] و ذكر آن در هر طعامى دراز شود . چه مطعومات اما داروهاست و اما غذاهاست و اما ميوه‌ها . پس غذاها بگيريم كه آن اصل است ، و از جملهء آن يك دانه گندم بگيريم ، و ديگر غذاها بگذاريم . پس گوييم : چون دانه‌اى يا دانه‌ها يا بى ، اگر آن را بخورى نيست شود و گرسنه بمانى . پس بغايت محتاج باشى بدانچه دانه در نفس خود ببالد و بيفزايد و تضاعف پذيرد تا به وجه حاجتهاى تو وفا كند . پس حق تعالى در دانهء گندم از قوّتها چيزى آفريد كه بدان غذا گيرد ، چنان كه در تو آفريد . چه فرق ميان تو و نبات به حس و حركت است و در گرفتن غذا اختلاف نيست ، زيرا كه او به آب غذا

--> ( 300 ) إسراء 17 - 85 . ( 301 ) فجر 89 - 27 - 30 .