الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

156

إحياء علوم الدين ( فارسى )

ديدن آن لذت يابد . و قول حق تعالى بدين اشارت فرموده است : إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ . « 162 » پس همهء اجزاى عالم ، آسمان و ستارگان و بادها و درياها و كوه‌ها و معدنها و نباتها و جانوران و اعضاى جانوران ، يك ذره از ذرات آن از حكمتهاى بسيار خالى نيست ، از يك حكمت تا ده هزار . و همچنين اعضاى جانوران ، بعضى آن است كه حكمت آن شناخته شود ، چون دانستن آن كه چشم براى ديدن است نه براى گرفتن ، و دست براى گرفتن است نه براى رفتن ، و پاى براى رفتن است نه انبوييدن . و اما عضوهاى باطن چون روده و زهره و گرده « 163 » و جگر و آحاد رگها و پيها و عضله‌ها و آن چه در آن است ، از تجويفها و در پيچيدن و به هم در شدن و كژ گشتن و باريكى و ستبرى و ديگر صفتها كه حكمت آن همهء مردمان نشناسد ، و آن كسانى كه شناسند به اضافت علم حق تعالى جز مقدارى اندك از آن نشناسد : وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا . « 164 » پس هر كه چيزى كار بندد در جهتى ، غير آن جهت كه براى آن آفريده شده است ، و نه بر آن وجه كه از آن مراد است ، نعمت خداى را در آن ناسپاسى كرده باشد . پس هر كه ديگرى را به دست بزند نعمت دست را ناسپاسى كرده بود ، چه دست براى آن آفريده شده است كه چيزى مهلك را بدان از خود دفع كند و چيزى سودمند را بگيرد ، نه براى آن كه ديگرى را بدان هلاك كند . و هر كه در روى نامحرم نگرد نعمت چشم و نعمت خورشيد را ناسپاس باشد . چه ديدن بديشان تمام شود ، و براى آن آفريده شده‌اند تا سودمند دين و دنيا بديشان بينند و از زيانكار دين و دنيا بپرهيزند ، و چون بدان زيانكار دين و دنيا بيند و از سودمند دين و دنيا بپرهيزد در غير آن چه از ايشان مراد است كار بسته است . زيرا كه مراد از آفريدن خلق و آفريدن دنيا و اسباب آن است كه به رسيدن به خداى بدان استعانت كنند ، و به دو نتوان رسيد مگر به دوستى او و انس گرفتن با او در دنيا و دور شدن از غرور دنيا . و انس نباشد مگر به دوام ذكر ، و محبت نباشد مگر به معرفتى كه از دوام فكر حاصل آيد ، و دوام ذكر و فكر جز به دوام تن امكان ندارد ، و تن باقى نماند مگر به زمين و آب و هوا و غذا ، و آن تمام نشود مگر به آفريدن آسمان و زمين و آفريدن عضوهاى ظاهر و باطن . و آن همه براى تن بايد ، و تن مركب نفس است ، و بازگردنده به خداى نفس مطمئنّه به بسيارى عبادت و معرفت . و براى آن حق تعالى گفت : وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ . « 165 » پس هر كه چيزى در غير طاعت خداى كار بندد نعمت خداى را در همهء سببها ، كه از آن چاره نباشد در اقدام بر آن معصيت ، ناسپاسى كرده باشد . و بايد كه يك مثال ياد كنيم براى حكمتهاى پوشيده كه در غايت پوشيدگى نيست تا بدان اعتبار كرده شود ، و طريق شكر و كفران نعمتها دانسته آيد . پس گوييم كه از نعمتهاى بارى تعالى آفريدن درمها و دينارهاست ، و قوام دنيا بديشان است . و ايشان دو سنگ‌اند كه در عين ايشان منفعتى

--> ( 162 ) صافات 37 - 6 . ( 163 ) گرده ، كليه . ( 164 ) إسراء 17 - 85 . ( 165 ) ذاريات 51 - 56 .