الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
فهرست و مقدمه 15
إحياء علوم الدين ( فارسى )
در بغداد و خراسان نيز كتاب احياء و ديگر نوشتههاى غزالى ساليان دراز با موافقت و مخالفت فقيهان حنفى مذهب مواجه مىشود . غزالى در كتاب فضائل الانام مىنويسد : « پس از آن كه دوازده سال عزلت گرفته بودم ، مرا تكليف كردند كه به نيشابور بايد شد كه اين حركت مبدأ خيرات است و سبب احياى علم و شريعت . چون اين دعوت را اجابت كردم و در كار تدريس رونق پديد آمد و طلبهء علم از اطراف جهان رهسپار نيشابور شدند ، حسودان به حسد برخاستند . . . » . اين حسودان كه غزالى به مخالفت آنان اشاره كرده است عبارتند از فقيهان حنفى مذهبى كه در دستگاه و دربار سلطان سنجر شوكت و اقتدارى يافته بودند . غزالى در نامهاى كه از طوس به سلطان سنجر نوشته ( فضائل الانام ) از نوشتههاى خويش چنين دفاع مىكند : « اما آن چه از نوشتههايم به علوم عقلى تعلق دارد ، اگر كسى را بر آن اعتراض باشد جاى عجب نيست ، زيرا در سخن من كلمات غريب و مشكل كه فهم هر كس بدان نرسد بسيار است ، ليكن من در اين علمها يگانهام و به آسانى از عهدهء آن چه در شرح هر چه گفته باشم ، با هر كه در جهان باشد ، بيرون مىآيم . اما آن چه حكايت كردهاند كه من در حق امام أبو حنيفه طعن كردهام احتمال نتوانم كرد . . . » . سرانجام سلطان سنجر تحت تأثير مخالفان غزالى قرار مىگيرد و حجة الإسلام را براى اداى توضيح به لشكرگاه خويش كه در « تروغ » - نزديك مشهد امروز - واقع بوده ، فرا مىخواند . غزالى با نامهاى استادانه خشم سلطان سنجر را فرو مىنشاند و از مهلكه بسلامت مىرهد . اينك مختصرى از آن نامه با اندكى تصرف در اينجا نقل مىشود : . . . « بر مردمان طوس رحمتى كن كه ظلم بسيار كشيدهاند و غلهء آنان به سرما و بى آبى تباه شده ، درختان صد ساله از اصل خشكيده و مردم روستا را هيچ نمانده مگر پوستينى و مشتى عيال گرسنه و برهنه ، اگر خود رضا دهند كه پوستين از پشت باز كنند تا در زمستان با فرزندان برهنه در تنورى شوند ، رضا مده كه عاملان سلطان پوستشان باز كنند . زيرا اگر از ايشان چيزى بخواهند ، ناچار مىگريزند و در كوهها هلاك مىشوند ، و اين پوست باز كردن باشد » . سال 505 - 1111 م ، فرامىرسد و مؤلف آزرده دل احياء در طوس به مرگ طبيعى روى در نقاب خاك مىكشد ، اما جدال موافقان و مخالفان كتابش در خراسان همچنان ادامه مىيابد تا آن كه از مرزهاى خراسان هم مىگذرد و در حدود صد سال بعد احياء نقل محفل مسلمانان شبه قارهء هند مىشود . مؤيد الدين محمد خوارزمى ، مدرس و مترجم حنفى مذهب احياء كه در آغاز قرن هفتم هجرى در لاهور مىزيسته ، در مقدمهء خود كه تاريخ 620 ه ق دارد مىنويسد : « طايفهاى كه طالب علم آخرت و بحث در حقيقت بودند ، سالهاى پى در پى احياى علوم دين را نزد اين ضعيف مىخواندند و برگزيدگان هر طايفه و بهينگان هر طبقه از ائمه و مشايخ ، دبير و سپاهى ، بازارگان و بازارى ، در