الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

122

إحياء علوم الدين ( فارسى )

اجتماع دو شهوت و آسانى حركت زبان و معتاد شدن آن در محاورتها ، صبر از آن دشوار گردد تا به حدى كه استنكار و استقباح آن در دلها نماند ، براى بسيارى مكرر شدن آن و انس گرفتن با آن . چه آدمى ديده شود كه حرير پوشد مثلا و آن را بغايت مستبعد شمرده آيد ، و همه روزه در عرضهاى مردمان زبان درازى كند و آن مستنكر شمرده نشود با آن كه در خبر آمده است كه غيبت بدتر از زناست . و هر كه زبان خود را در محاورتها نگاه نتواند داشت و از آن صبر نتواند كرد ، بر او عزلت و انفراد واجب باشد ، و جز آن وى را نرهاند . پس صبر بر انفراد آسانتر از صبر بر خاموش بودن با مخالطت . و شدت صبر در آحاد معصيتها مختلف شود به اختلاف داعيهء آن معصيت در قوّت و ضعف آن . و آسانتر از حركت زبان حركت خاطرهاست به جنبيدن وسوسه‌ها ، پس لا جرم حديث نفس در عزلت باقى ماند ، و صبر از آن اصلا ممكن نگردد مگر بدان كه در دل انديشه‌اى ديگر در دين غالب شود و مستغرق گرداند ، چون كسى كه همهء انديشه‌هاى او يك انديشه باشد ، و الا اگر انديشهء او در يك چيز معين صرف نشود ، فتور وسوسه‌ها صورت نبندد . قسم دوم آن چه در آمدن آن به اختيار او مرتبط نباشد ، و در دفع آن او را اختيار بود ، چنان كه او را به فعل يا به قول برنجانند ، و در نفس يا در مال بر وى جنايت كنند ، صبر كردن بر آن به ترك مكافات ، گاهى واجب باشد و گاهى فضيلت . جمعى از صحابه گفتند كه ما ايمان مرد را ايمان نشمرديمى چون بر ايذا صبر نكردى . و حق تعالى گفت : وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ، « 88 » اى ، هر آينه صبر كنيم بر آن چه ما را رنجه داشتيد ، و بر خداى بايد كه توكل كنندگان توكل كنند . و پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - وقتى مالى قسمت كرد ، پس يكى از بدويان مسلمانان گفت كه اين قسمت براى رضاى خداى نكرده‌اند . و اين سخن به پيغامبر رسانيدند ، و خسارهء مباركش سرخ شد ، پس گفت : يرحم اللّه اخى موسى قد أوذي بأكثر من هذا فصبر ، اى ، رحمت كناد خداى بر برادرم موسى ، او را بيش از اين برنجانيدند و صبر كرد . و حق تعالى گفت : وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ، « 89 » اى ، رنجه داشت ايشان بگذار و توكل بر خداى كن ، و حق تعالى گفت : وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا ، « 90 » اى ، صبر كن بر آن چه مىگويند و ببر از ايشان بريدنى نيكو ، اى تعرض ايشان مكن و به مكافات مشغول مشو . و گفت : وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ ، « 91 » اى ، هر آينه مىدانيم كه دلت تنگ مىشود بدانچه مىگويند ، پس سبحان اللّه و بحمده گو و از نماز كنندگان باش ، اى به تنزيه و تحميد و عبادت حق تعالى مشغول باش ، چه آن تو را از اين فارغ گرداند . و

--> ( 88 ) إبراهيم 14 - 12 . ( 89 ) أحزاب 33 - 48 . ( 90 ) مزّمّل 73 - 1 . ( 91 ) حجر 15 - 97 و 98 .