الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
فهرست و مقدمه 14
إحياء علوم الدين ( فارسى )
در اين كتاب ننگرم . در پى اين ستايش ، گروهى از مردم مغرب با وى هم صدا مىشوند ، اما چون قاضى أبو القاسم و يارانش اكثريت داشتند و از جانب عوام و طلاب خود حمايت مىشدند ، امير المسلمين جانب اكثريت را گرفت و دستور داد هر كجا نسخهاى از احياء موجود باشد گرد آورند . به واليان ديگر شهرهاى كشور خود نيز در مغرب و اندلس نامه نوشت كه بايد نسخههاى احياء از ميان مردم جمع شود حتى كتابخانههاى خصوصى و عمومى وارسى گردد تا نسخهاى برجاى نماند . سرانجام نسخههاى بسيارى از اين كتاب را نزد امير آوردند و او دستور داد تا كتابها را در صحن مسجد قرطبه انباشتند و در حضور همگان به آتش كشيدند . در پى اين كتاب سوزان دستورى سلطانى نيز صادر شد كه ورود همهء كتابهاى امام محمد غزالى به مغرب و اندلس ممنوع است و هر گاه نسخهاى از آنها نزد كسى پيدا شود مالك آن به اشد مجازات كيفر خواهد ديد . احمد الونشريسى در كتاب [ المعيار المغرب عن الفتاوى إفريقية ] تاريخ اين كتاب سوزان را بين سالهاى 502 يا 503 ه ق - 1109 م ذكر كرده است . در پى اين كتاب سوزان دوستداران مغربى احياء با شكست مواجه مىشوند و ناگزير مهر خموشى بر لب مىزنند تا جنجال فرو نشيند و فرياد رسى نيرومند پيدا شود . ديرى نمىپايد كه دوران اقتدار امير المسلمين على بن يوسف بن تاشفين متزلزل مىشود و انقلاب مهدى بن تومرت ( مهدى مغربى ) سر سلسلهء دولت « موحدين » مغرب به سال 514 - 1120 م آغاز مىگردد . اين مهدى كه به گفتهء ابن خلدون در كتاب العبر دانشورى بسياردان و دورانديش بوده ، و سالهاى جوانى خود را در بغداد يا مشرق اسلام صرف دانش اندوزى كرده ، و به روايتي سه سال افتخار شاگردى امام محمد غزالى نصيبش شده بوده است ، به حمايت از احياء بر مىخيزد و مورد تأييد گروهى از فقيهان روزگار خويش قرار مىگيرد تا آن جا كه اين عقيده در ميان مسلمانان مغرب ريشه مىگيرد كه « احياء علوم الدين غزالى پس از قرآن دومين كتاب جهان اسلام است » . شيخ محمد الكتاني مغربى در كتاب أبو حامد الغزالي ، في الذكرى المئوية التاسعة لميلاده مىنويسد : پس از پيروزى مهدى بن تومرت بر على بن يوسف ، و حمايت مهدى مغربى از نوشتهها و كتابهاى امام محمد غزالى ، بار ديگر كتاب احياء در ميان مردم مغرب و اندلس منتشر مىشود و در هر خانهاى از شهرهاى اين سرزمين راه مىجويد و رواج و رونق شايستهء خود را باز مىيابد . اين رواج در كشورهاى اسلامى شمال افريقا تا به امروز همچنان محفوظ مانده است ، چون در ميان مسلمانان مغرب ( مراكش ) ضرب المثلى برجاى مانده كه از ارجمندى احياء در نزد آنان حكايت مىكند ، و مفهومش چنين است : « بع اللحية و اشر الإحياء » ، ريش به فروش و احياء بخر . « 2 »
--> ( 2 ) ابو حامد الغزالي ، مقالة « الغزالي و المغرب » چاپ قاهره ، 1962 ، ص 706 - 710 .