الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
119
إحياء علوم الدين ( فارسى )
اتباع و همهء لذتهاى دنيا . و بنده در غايت احتياج است [ 85 ] به صبر كردن بر اين كارها . چه اگر نفس خود را ضبط نكند از ميل كردن بدان و مولع شدن در لذتهاى مباح ، آن به انباردگى و طغيان كشد . چه حق تعالى گفت : إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى . « 75 » تا به حدى كه يكى از عارفان گفت كه بر بلا مؤمن صبر كند ، و بر عافيت صبر نكند مگر صديق . و سهل گفت : صبر بر عافيت صعبتر از صبر بر بلا . و چون مالهاى دنيا بر صحابه گشاده شد ، گفتند كه به فتنهء درويشى مبتلا شديم ، بر آن صبر توانستيم كرد ، و به فتنهء توانگرى مبتلا گشتيم ، بر آن صبر نتوانستيم كرد . و براى آن حق تعالى بندگان خود را از فتنهء زن و مال و فرزند بترسانيد و گفت : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ ، « 76 » اى ، اى گرويدگان نبايد كه شما را مشغول كند مالها و فرزندان شما از ذكر خداى . و گفت : إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ ، « 77 » اى ، زنان و فرزندان شما دشمناناند شما را ، اى باعث باشند بر معصيت و از طاعت بازدارنده . و پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : الولد مجبنة مبخلة محزنة ، « 78 » اى ، فرزند بد دل كننده و بخيل كننده و به غم آرنده است . و چون پيغامبر - عليه السلام - فرزند خود حسن - عليه السلام - را ديد كه بر پيراهن در سر آمد ، از منبر فرود آمد و او را در كنار گرفت . پس گفت : صدق اللّه : إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ . « 79 » من چون پسر خود را ديدم كه در سر آمد ، نفس خود را نگاه نتوانستم داشت و او را بگرفتم . پس در اين عبرتي است اهل بصيرت را . پس مرد كامل آن است كه بر عافيت صبر كند . و معنى صبر بر عافيت آن باشد كه بدان ميل نكند ، و بداند كه آن همه نزديك او وديعت است و شايد كه به زودى باز خواهند ، و نفس خود را نگذارد كه بدان شاد شود ، و در تنعم و لذت و لهو و لعب حرص نمايد ، و حقهاى خداى تعالى را به رعايت رساند - در مال به انفاق ، و در تن به معنويت مردمان ، و در زبان به راست گفتن ، و همچنين در ديگر چيزها كه او را دادهاند . و اين صبر ، پيوستهء شكر است ، چه شكر تمام نشود ، مگر به گزارد حق شكر چنان كه بخواهد آمد . و صبر بر توانگرى از آن صعبتر است كه پيوستهء قدرت است . و از عصمت آن باشد كه قادر نشوى . و صبر بر حجامت و فصد چون ديگرى كند آسانتر از آن كه تو نفس خود را كنى . و گرسنه در حال غيبت طعام بر صبر قادرتر از آن بود كه در حال حضور طعامهاى لذيذ و حصول قدرت بر آن . پس براى اين فتنهء توانگرى بزرگ است .
--> ( 75 ) علق 96 - 6 و 7 . ( 76 ) منافقون 63 - 9 . ( 77 ) تغابن 64 - 14 . ( 78 ) در كتاب الشعب : الولد مبخلة مجبنة محزنة . نيز - ربع مهلكات ، كتاب نكوهش دوستى مال و بخل ، پاورقى 89 . ( 79 ) تغابن 64 - 15 .