الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

118

إحياء علوم الدين ( فارسى )

كه شهوتها مغلوب شود و گردن نهد ، باعث دين تسلط يابد و مستولى گردد . و از بسيارى مواظبت صبر آسان شود ، [ و آن ] مقام رضا بار آرد ، چنان كه در « كتاب رضا » « 74 » بخواهد آمد . چه رضا عالىتر از صبر است . و براى آن پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : اعبد اللّه على الرّضا فان لم تستطع ففي الصبر على ما تكره خير كثير ، اى ، بندگى كن خداى را به رضا ، و اگر نتوانى در صبر بر چيزى كه كراهيت دارى نيكويى بسيار است . و يكى از عارفان گفت : اهل صبر بر سه مقامند . اوّل آن ترك شكايت است ، و اين درجهء تايبان است . دوم رضا به مقدور است ، و اين درجهء زاهدان است . سوم محبت آن است كه مولى با وى كند ، و اين درجهء صدّيقان است . و در « كتاب محبت » « 75 » بيان خواهيم كرد كه مقام محبت عالىتر از مقام رضاست ، چنان كه مقام رضا عالىتر از مقام صبر است . و اين انقسام در صبرى مخصوص باشد ، و آن صبر است بر مصيبت و بلا . و بدان كه صبر به اعتبار حكم او قسمت پذيرد به فرض و نقل و مكروه و حرام . چه صبر از محظورات فرض است ، و بر مكروهات نفل ، و صبر بر رنجه داشت محظور محظور است ، چنان كه دست كسى يا دست فرزند او را ببرند و او بر آن صبر كند و خاموش باشد ، و چنان كه قصد حرام او كنند به شهوتى محظور و غيرت او در هيجان آيد ، آن گاه از اظهار غيرت صبر كند ، و بر آن چه بر اهل او رود خاموش باشد ، و اين صبر حرام است ، و صبر مكروه صبرى باشد بر رنجه داشتى كه به جهت مكروه در شرع به دو رسد ، و بايد كه شرع محك صبر باشد . و بدانچه صبر نيمهء ايمان است نبايد كه پندارى كه همهء آن ستوده است ، بلكه مراد از آن نوعهاى مخصوص است از صبر . بيان جايهايى كه در آن به صبر حاجت باشد و بنده به هيچ حال از احوال از او مستغنى نباشد ( 1 ) بدان كه كل آن چه به بنده رسد در حيات دنيا از دو نوع خالى نباشد : يكى آن كه موافق هواى او بود . دوم آن كه موافق نباشد ، بلكه آن را كراهيت دارد . و او در هر يكى از آن به صبر محتاج است ، و در كل احوال از يك نوع از آن ، يا از هر دو نوع خالى نباشد . پس هرگز از صبر خالى نبود . نوع اوّل - موافق هوى ( 2 ) و آن صحت و سلامت است و مال و جاه و بسيارى قرابتان و فراخى اسباب و بسيارى ياريگران و

--> ( 74 ) ربع منجيات ، كتاب ششم . ( 75 ) ربع منجيات ، كتاب ششم .