الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

95

إحياء علوم الدين ( فارسى )

نيكيها مكفر گرداند ، و وعده كرده آيد كه آن نقصان را جبر كند . الا آن است كه طول امل بر طبعها غالب است ، پس هميشه توبه و تكفير را در تسويف و تأخير اندازد . پس از آن روى كه توفيق توبه اميد دارد ، بسى باشد كه با ايمان بر آن اقدام نمايد . چهارم آن كه هيچ مؤمنى نيست كه نه معتقد است كه گناه موجب عقوبت است ، ايجابى كه عفو از آن ممكن نباشد ، پس گناه كند و عفو را چشم دارد از راه اعتماد بر فضل خداى . و اين چهار سبب موجب اصرار است بر گناهان به ابقاى اصل ايمان . آرى ، باشد كه اقدام گناهكار به سبب پنجم باشد كه در اصل ايمان او قادح بود . و آن سبب آن است كه در صدق پيغامبران - عليهم السلام - به شك باشد ، و اين كفر است . چون كسى كه طبيب وى را بترساند از تناول چيزى كه در بيمارى وى را زيان دارد ، و [ اگر ] ترساننده از آن جمله باشد كه بيمار بر او اعتقاد دارد كه علم طب نداند ، پس او را تكذيب كند ، يا در طب وى به شك باشد و آن را اعتبار نكند ، و اين كفر است . سؤال اگر گويى كه علاج آن پنج سبب چيست ؟ جواب گوييم كه علاج آن فكرت است . و اين بدان باشد كه در سبب اوّل ، كه آن تأخر عقوبت است ، و مقرر گرداند بر نفس خود كه هر چه آمدنى است آمده است ، و فردا چشم دارندهء آن را نزديك است ، و مرگ به هر كس نزديك‌تر از بند نعلين اوست ، پس چه داند ، شايد كه قيامت نزديك باشد . و متأخر چون واقع شود نقد حاضر گردد . و نفس خود را ياد دهد كه هميشه در دنيا از بيم كارى كه در مستقبل خواهد بود در حال رنج تحمل كند . چه كشتى مىنشيند و رنج سفر مىكشد براى سودى كه پندارد كه او در ثانى حال بدان محتاج شود . بلكه اگر بيمار شود و طبيبى ترسا وى را گويد كه آب خنك [ 71 ] وى را زيان دارد و به مرگ ادا كند « 219 » ، و آب خنك نزديك او لذيذتر چيزى باشد ، آن را بگذارد ، با آن چه درد مرگ يك لحظه است ، چون از آن چه پس از آن است نترسد و از مفارقت دنيا چاره‌اى نيست . پس وجود او در دنيا به نسبت عدم او در أزل و ابد چند است ! و بنگرد كه چگونه مبادرت مىنمايد در ترك لذيذ خود به قول ذميى كه بر طب خود معجزه‌اى قايم نكرده است ، پس گويد : چگونه به عقل من لايق باشد كه پيغامبران - عليهم السلام - مؤيّد به معجزات ، كم از ترسايى باشند كه دعوى طب كند بى معجزه ، و گواهان او جز عوام خلق نباشند ، و چگونه عذاب آتش آخرت نزديك من خفيفتر از عذاب بيمارى باشد ! و هر روز آخرت در مقدار پنجاه هزار سال است از ايام دنيا . و به عين اين تفكر لذتى را كه بر وى غالب است علاج كند و ترك آن در نفس خود را تكليف فرمايد و گويد كه چون ترك لذتهاى خود در ايام عمر كه اندك است نمىتوانم ، ترك آن كه ابد الآباد

--> ( 219 ) ادا كردن ، منجر شدن .