احمد غزالى

50

مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )

محبره يا قلم معنى ادراك كند . و اگر گوئى كه اين قلم كه ادراك كردى خوزى است يا خوارى يا بحرى ، گويد قلم ادراك كردم نه خوزى 8 و نه خوارى و نه بحرى . و اگر آدمى را نه اين نقط بودى هرگز ندانستى كه قلم اللّه چه بود . « ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ » ( 68 / 1 ) . جوانمردا ، « وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ » ( 51 / 20 ) . آمدم با مقصود خود . حقايق منزه از علايق اجسام ادراك بر دو طريق توان كرد : يكى آنكه قلم به ديدهء ظاهر ببينى تا خيال صورتش ياد گيرد و معنى قلم كه انه ليراد به الكتابة ؛ و معنى قلم در دماغ محفوظ گردد . پس حقيقت انسانيت حقيقت قلميت بىعلايق عوارض و اوصاف خارج از ذات قلميت ادراك كند . يك طريق در ادراك قلميت اين است . دوم طريق آن است كه حقيقت قلميت آن است كه مثبت است در لوح محفوظ ، كه هرچه در وجود است نسخه‌اش از آنجا برگرفتند ، پس آن را از لوح محفوظ مطالعه كند . و در لوح قلم بود ، و ليكن جسم قلم آنجا نبود . و انسان بود ، و ليكن گوشت و پوست و رگ و خون در لوح نبود . و همچنين همه چيزى در لوح محفوظ است به صورت

--> ( 87 ) - محبره M : محبر PI - - ( 88 - 89 ) نه خوزى و نه خوارى : و نه خوزيست و نه خوارى M نه خوارى و نه خوزى PI - - ( 92 ) - بر دو PI : بود و M - - ( 93 ) - گيرد PI : گيرى M - - ( 94 ) - ليراد PI : يراد M - - ( 95 - 97 ) حقيقت قلميت . . . دوم طريق M : - PI - - ( 97 ) - كه حقيقت M : و حقيقت PI - - ( 98 ) - نسخه‌اش از M : نسختش IP - - برگرفتند M : برگرفته‌اند P گرفته‌اند I - - ( 101 ) - خون : جون I - -