احمد غزالى
38
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
فصل ( 3 ) [ شب آدينه خواب بر خود حرام كردن از حزم كار بود ] شب آدينه خواب بر خود حرام كردن از حزم كار بود . نقد مرد آنجا پيدا آيد . اول شب به نماز و تسبيح و جهل وضو . در شب آدينه پاكى و غسل قبل السحر نيكو بود . و بوقت اسحار انتظار مواكب دولت بلا تمييز علمى به شرط دوام ذكر ، كه لا بد بود كه كارى بنمايد . و اگر به يك شب ننمايد ملال شرط نيست ، كه سنگ در ترازو افگندن از بقالان معهود است . و اگر درستى و صدق طلب از كسى درخواهند و چندين شب در تعذر باشند و ننمايند ، چندين عجب نبود . هزار سال به اميد تو توانم بود . و تسبيح جان سوختگان بود و دوام ذكر بايد . و درين مراقبه شب آدينه طرفهء عينى خواب نقض وضو بود . و پاس او از روز پنجشنبه داشتن و شب آدينه طعام ناخوردن معين بود برين مقصود . و اگر گرسنگى را اول شب مشغول كند باكى نبود . كه گرسنگى را هم
--> ( 50 ) - بر خود M : - B - - حزم M : جزم B - - ( 50 - 51 ) - نقد مرد آنجا پيدا آيد M : كه نقد مردان آنجا پيدا شود B - - ( 51 ) - به نماز و B : نماز M - - ( 52 ) - پاكى و غسل B : و غسلى M - - اسحار M : استخاره PI - - ( 53 ) - كه لا بد بود B : لا بد M - - ( 55 ) - درستى و صدق طلب M : دوستى و صدقى در طلب B - - ( 56 ) - تعذر M : تعزز B - - نبود M : نيست B - - به اميد M : بر اميد B - - ( 57 ) - و تسبيح B : تسبيح M - - جان M : خان B - - و درين M : و دين B - - ( 58 ) - طرفهء عينى B : طرفة العينى M - - نقص وضو بود M : وضو را نقص كند B - - ( 59 ) - برين مقصود M : - B - - ( 60 ) - گرسنگى را اول M : گرسنا را اول B - - گرسنگى را هم M : گرسنا B - -