احمد غزالى
30
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
حديث آن نقط كفر و نفاق . بداند كه صفات بحديث برنخيزد و الزام و حجت و يقين علمى آن را برنگيرد ، زيرا كه آن مركب است از خواطر و شكوك و ارتكاب شهوات و انواع غفلات . اگر مجرد اشكالى مبين بودى الزام حجّتى آن علت را ازاحت كردى . چون مركب است زوالش بدوام اشراقى بود كه در دوام مراقبت و پاس انفاس داشتن حاصل آيد . و به همين اصل ازالت او گذر سايهء مهتر است - صلوات اللّه عليه - كه او هماى دولت است و چون تو او را بينى همان بود كه دوئى را راه است . سيمرغ آفتاب است در اشراق ازليت . براى اين است كه او را نشان نيست كه زوال تو در استواى آن ضرورت است . همان سايهء سيمرغ آفتاب در دوام اشراق هويت و سايهء نبوت آن شكوك و نفاق و كفر مستحق مىشود 1 و متلاشى مىگردد تا پاى بالا كرده شود . چون به پاى نشيب رسد آسان شود و زود انجامد . مجنونى لم يزل مبارك باد و هست ، به حمد اللّه تعالى و منه . و وجود خود در حمايت اين نقطه است . امّا اين خصوص آنجا هست و حديث نفوس اگر در اجل تأخير بود ، و ارجو كه بود ، پيشتر برخيزد ،
--> ( 10 ) - بحديث M : حديث IP - - ( 13 ) - آن علت را M : آن را PI - - ( 14 ) - اشراقى M : اشراق PI - - انفاس M : و انصاف PI - - ( 15 ) - ازالت M : در ازالت IP - - صلوات اللّه عليه IM : - P - - ( 16 ) - همان بود M : همانست P - - ( 17 ) - در اشراق MI : و اشراق P - - ( 18 ) - استواء آن M : استوارى او IP - - ( 20 ) - مستحق M : مستحق IP - - كرده M : كرد IP - - ( 21 ) - و زود M : زود PI - - ( 22 ) - باد و هست M : با دوست PI - - ( 23 ) - اين خصوص M : آن خصوص PI - - ( 24 ) - كه بود M : بود P - -