احمد غزالى
31
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
كه آن همه صبغت است . فطرت يكى بيش نيست . و هم در دوام اشراق ، منازل آن نفوس رفته آيد . در تاوش ديده يابد ، و در نمايش عاشق آيد ، و در گردش آنچه نبايد برخاستن گيرد ، و آنچه بيايد فرارسيدن گيرد تا به روش رسد 2 . پس روش در كشش گرفتن گيرد تا در عنايت جذبه تمام المنازل رفته آيد . اشكال ديگر : ريا به رنگ اخلاص و عجز علم از ادراك حقيقت او . صدماتى كه علم و عشق را با يكديگر هست اين قعاقع 3 آن بود ، و اين را بوقلمون وقت 4 خوانند و اشكال واقعه خوانند . اگر دست معرفت بالاتر بود ازين شبهت بحلال طلق بايد انجاميد ، كه اين را شبهت راه خوانند . و اگر ندهد در علم ريا بايد نهاد ، كه اخلاصى بريا هر نفسپيمائى بهتر رهى از آنكه ريا به اخلاص بر دل شمرى . اشكال ديگر : حديث كسوت ذات و صفات . صواب آن است كه قرار گرفته است بر مذهب سلف . و آن تاختن كه شك مىآورد منبعش اشكال اول است كه هرچه شنيده بود در راه سمع از درون جايى ديگر به گرو خود دارد . تا وقتى كه سلطان شهود غالب شود و دست
--> ( 25 ) صبغت است M : صبغة اللّه P سبغة I - - در دوام M : دوام IP - - ( 26 ) - آن نفوس P : نفوس اين M - - ( 29 ) المنازل M : المنزل PI - - ( 30 ) - اشكال M : - IP - - و عجز M : عجز IP - - ( 33 ) - طلق M : طبق PI - - بايد IP : - M - - ( 34 ) - اخلاصى M : اخلاص PI - - ( 36 ) - اشكال M : - PI - - ( 37 ) - كه شك M : شك كه PI - - ( 39 ) - ديگر M : - PI - - غالب شود و M : - PI - -