احمد غزالى
6
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
اشراق « اللّه نور » است ؛ چون بتافتند ، در « سلام عليك » « علينا » گفت . « و على عباد اللّه الصالحين » انبيا بود - عليهم السلام - كه مدتى مقرعهء 3 طلب زده بودند كه « وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ ( 27 / 19 ) . و ازين معنى در نامه بدست زاهد خود جواب پيش پيش از سؤال فرستادم . ارجو كه رسيده باشد . ظهروا لربهم ، ثم لانفسهم بظهورهم له ، ثم بعضهم لبعض بظهورهم على انفسهم فى ملابس نوره ، و سترونه فى ذلك اللباس النورانى نورهم يسعى بين ايديهم . شعر احرى الملابس ان تلقى الحبيب به 4 * يوم التزاور فى الثوب الذى خلعا طور تجلى آفتاب آن ذات آمدند . كنايت از آن طور كه تحت صفاست عباد آمدند ، « وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ » ( 6 / 18 و 61 ) لاجرم همه در عبوديت زنند ، كه او حقيقت فوقيت است ، تا ايشان نيز حقيقت تحتيت درست دارند . اگر نزول بود بر ايشان بود ، و اگر طلوع بود از ايشان بود . جواب دوم : در صلوات . اگر سواقى چه به صفت خرد است ، آب آن جنس آب بحر است ؛ لا بل ، بود كه نوع اشرف است . و هذا سرّ . ممكن نيست كه در بحر زيادت نشود . و نپندارى كه صلوات از خود است ، كه آن عهد « سلام عليك » بر جان پاك مهتر - صلوات اللّه عليه - تازه مىكند . جان پاك او استقبال آن كند و اهتزاز در كسوة علم تازه شود . « فقل لى هى الخمر » 5 . و هذا سرّ . صلوات بر ملائكه قوت