احمد غزالى
7
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
وقت دهد . اگر ترقى در اقدام نرود ، در قوت وقت رود . از قوت شريف با شرف بدل افتادن را سر الاسرار آن است كه قوت معده براى ترقى در حيره ( ؟ ) نيست براى استبقاء صحت است . اگر استبقاء قدم بىترقى با قوت نفسى حواله بود ، چه عجب بود ؟ كه نه همه براى ترقى بود . جواب چهارم : 6 « أنا اول من تنشق عنه الارض » اسرارش را نهايت نيست و تا ندانند كه ازين كنايت آشيانه بشر است ، چه در حال صحبت است و خواهد بودن ، آن سرّ معلوم نشود . ذرايرى از خاك كه حامل خيالات و اوهام است ، و منزل أين و كيف است در صحبت خواهد بود بوقت مرگ ، اعلى مراتب الارواح در صفا لا بد اول متعالى بود ازين حضيض . و هذا فتح باب عظيم ، به شرط ان لا يهدم مصرا فى التقييد فى ذلك الطرف الاخير بهذا الجنس حتى لا يتادى فى دارى استار سعة القدرة لقد تحجرت واسعا . [ جواب : ] حديث شيخ ابو بكر - قدس اللّه روحه - نيست كه حديث اين ديوانه است . و ليكن هم حديث اوست . « يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً » ( 19 / 85 ) اى جوازهم على ارباب الرصد للحرب الاخير « وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ » ( 19 / 86 ) لاجرم در راه استقبال بينند . انشقاق الارض انواع است : بعضى بگفتيم در جواب سابق . ديگر سرّ الوقت سر بر كردن امانت است از خاك ؛ انشقاق دوم نوع آن است . سوم نوع آن است كه « وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ » ( 71 / 17 ) را هم انشقاق بايد . و انشقاق السماء هم انواع بود كه در غيبت حجب و استار بسيار است . و هذا اوان قبض العناية لاستبقاء ايمان اهل الزمان .
--> ( 71 ) - است سوم نوع : است كه سوم نوع M