ابو القاسم عبد الكريم القشيري ( مترجم : فروزانفر )

2

رساله قشيريه ( فارسى )

مهلت نداد و از دار فنا بجوار حق عزّ اسمه انتقال كرد ، بارى تعالى او را غريق رحمت كناد و مساعى او درين مشكور گرداناد بمنّه . على الجمله بر لفظ او بسيار رفتست كى مصنّف اين كتاب رسالت ، استاد امام رضى اللّه عنه از جمله بزرگان وقت خويش بودست در علم و معاملت ، چنانك رجوع جمله باز وى بودست ، و به همه زبانها از انواع اهل علم محمود بود و مقبول جمله عالم ، و در جمله انواع علوم كه متداول است در ميان خلق از فقه و كلام و اصول و معرفت حديث و تفسير قرآن و نحو و عربيّت و نثر و نظم و غير آن ، امام بود و در همه متبحّر شده و تصانيف نيكو او را ميسّر شده ، و در شرق و غرب منتشر و مقتدى ، و امامان وقت كى بوده‌اند از تصانيف او فائده گرفته‌اند . و [ به ] خواندن و دانستن آن تفاخر نموده امّا حالت و سيرت او در معاملت و مجاهده و خبر دادن از معرفت و رسيدن در آن به نهايت حقيقت به درجهء بودست كى چشمها بر مثل خويش نديد ، و بر اين جمله ائمّه و بزرگان روزگار در جمله بلاد متّفقند كى سيّد وقت خويش و ديار اسلام بودست ، و قطب سيادت و عين سعادت و استاد جماعت و مقدّم اهل شريعت و حقيقت و مقصود سالكان و سرّ خداوند سبحانه و تعالى در ميان خلق ، و آثار بركات انفاس او بر جمله احوال طلبهء علم و سالكان راه خداى جلّ جلاله ظاهر شده كه هركه يك روز در پيش او زانو زدست براى علم يا براى يافتن مقصود ، بزرگ طريقت و مقتدى وقت خويش شده است و از دنيا و آخرة محظوظ گشته . و بر تصديق اين سخن گويند پدر خواجهء امام اجلّ محمّد بن يحيى كى يگانهء وقت بود از بركات انفاس استاد امام كه دعا بر پدر و اعقاب او كرده بود شيخ يحيى گفتندى و از ولايت گنجه بود و او را مجاهدة بسيار بود . و حاجت خواستى كه مرا مىبايد كه قطب كى مدار عالم بوجود او باشد ببينم و اين حاجت بسيار خواستى ، در خواب به دو نمودند كه قطب در خراسان است و او را ابو القاسم قشيرى گويند بيدار شد و گفت كى اين خوابست و همچنين دربند اين آرزو بود ، به چند نوبت اين خواب بديد . چون متكرّر شد گفت