ابو القاسم عبد الكريم القشيري ( مترجم : فروزانفر )

مقدمهء مصحح 16

رساله قشيريه ( فارسى )

مىشده كه نام بعضى از آنها در منتخب سياق و منتخب مشيخهء سمعانى ديده مىشود مانند : سكّهء مسلم ، سكّهء جاجرمى ، سكّهء عبد السلام ، سكّهء ابو على دقّاق ، سكّة القصّارين ، سكّهء معاذ بن معاويه ، سكّهء خرگوش ، سكّهء مفتى ، و محلّهء كلاغ آشيان ، منيشك ، قولو ، محلّة السّحور ، محلّهء زمجار ، محلّهء ملقاباد ، محلّهء عذره . درين شهر بازارهاى مخصوص براى طبقات پيشه‌وران و تجّار وجود داشته و مهم‌ترين آنها بازار چهار سوى بزرگ ( المربّعة الكبيرة ) و ديگرى بازار چهار سوى كوچك ( المربّعة الصغيرة ) بوده كه از شمال بسوى جنوب كشيده مىشده و بازارهاى اصناف ازين دو جدا شده و بشرق و غرب امتداد مىيافته است . اهميّت نشابور از لحاظ اقتصادى چنان بود كه روزى نمىگذشت كه قافله‌اى با انواع مال‌التّجاره بدين شهر وارد نشود و امتعهء مختلف از فارس و سند و كرمان و رى و طبرستان نياورند و يا صنايع مردم اين شهر از نسيج پنبگى و ابريشمين و ديگر چيزها بخارج نبرند و به همين جهت بود كه تجّار و دست‌فروشان از ماوراءالنهر و سرزمينهاى ديگر به نشابور مهاجرت كرده و تيمها و كاروان‌سراهاى مخصوص به خود ساخته بودند و ازين ميان تيم شيرازيان كه مقرّ خاندان عبد الغافر بود و آن را « خان الفرس » مىگفتند شهرت بسزا داشت زيرا اين خاندان علاوه بر شغل تجارت بيش از يك قرن مرجع علما و رواة حديث نيز بودند و محدّثين نامور از ميان آنها پديد آمده بودند . از روزگار طاهريان و اوائل قرن سوم اين شهر قرارگاه امراى خراسان گشت و در روزگار سامانيان اگرچه پايتخت ، شهر بخارا بود ، باز هم نشابور اهميّت سياسى خود را حفظ كرد و بسبب حربها و كشمكشها كه ميان سامانيان با آل بويه و آل زيار روى مىداد ، سالار خراسان كه فرمانرواى لشكر و مأمور جنگ و محاربه با اين دو سلسله بود در آنجا اقامت داشت و امراى نامور از دودمان چغانى يعنى آل محتاج و نيز سيمجوريان در اين شهر مىزيستند و در آغاز كار سلسلهء غزنوى ، نصر بن ناصر الدّين