علي الجلابي الهجويري الغزنوي

22

كشف المحجوب ( فارسى )

جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً و رسول صلعم فقر را اختيار كرد و كفت اللّهمّ احينى مسكينا و امتنى مسكينا و احشرنى فى زمرة المساكين و نيز كفت در روز قيامت خداوند تعالى كويد ادنوا منّى احبّائى فيقول الملائكة من احبّاءك فيقول فقراء المسلمين و مانند اين آيات و روايات بسيار است تا حدّى كى از مشهورى باثبات آن حاجت نيايد مر صحّت دلايل را و اندر وقت پيغمبر عم * فقرا و مهاجرين بودند آنان كى اندر حكم اداى عبوديّت و صحبت پيغمبر عم نشسته بودند اندر مسجد وى و از اشغال بكلّى اعراض كرده و به ترك معارضه بكفته و خداوند را تعالى به روزى خود استوار داشته و توكّل بر وى كرده تا رسول صلعم مامور بود بصحبت و قيام كردن حقّ ايشان چنانك فرمود عزّ من قائل وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ و نيز كفت وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا تا رسول عم هركجا يكى ازيشان بديدى كفتى مادر و پدرم فداى آنان باد كى خداوند تعالى * بر من از براى ايشان عتاب كرد پس خداوند تعالى مر فقر را مرتبتى و درجتى بزرك دادست و مر فقرا را بدان مخصوص كردانيده تا به ترك اسباب ظاهرى و باطنى كفته‌اند و به كليّت بمسبّب رجوع كرده تا فقر ايشان فخر ايشان كشت تا به رفتن آن نالان شدند و * بآمدن آن شادمان كشتند و مر آن را در كنار كرفتند * و بجز اخوات آن را جمله خوار كرفتند امّا فقر را رسمى و حقيقتى