علي الجلابي الهجويري الغزنوي
13
كشف المحجوب ( فارسى )
يعنى كاربند آن باش كى دانى تا ببركات آن نادانسته نيز بدانى و انس بن مالك كويد رضى الله عنه همّة العلماء الدراية و همّة السفهاء الرواية از آنچ اخوات جهل از علما منتفى باشد آنك از علم جاه و عزّ دنيا طلبد نه عالم بود زيراك طلب جاه و عزّ از اخوات جهل بود و هيچ درجه نيست اندر مرتبه چون علم * كى چون آن نباشد * يعنى علم هيچ لطيفهء خداوند را تعالى نشناسد و چون آن موجود باشد همه مقامات و شواهد و مراتب را سزاوار باشد فصل [ در معرفت ] بدانك علم دو است يكى علم خداوند تعالى و ديكر علم خلق و علم بنده اندر جنب علم خداوند تعالى متلاشى بود زيراك علم وى صفت ويست و به دو قايم و اوصاف وى را نهايت نيست و علم ما صفت ماست و بما قايم و اوصاف ما * منتها مىباشد لقوله تعالى وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا و در جمله علم از صفات مدحست و حدّش احاطة المعلوم و تبيين المعلوم است و نيكوترين حدود * وى اينست كى العلم صفة يصير الحىّ بها عالما و خداى عزّ و جلّ كفت و اللّه محيط بالكافرين و نيز كفت و اللّه بكلّ شىء عليم و علم او يك علمست كى بدان همىداند جملهء موجودات و معدومات را و خلق را با وى مشاركت نيست و متجزّى نيست و از وى جدا نيست و دليل بر علمش ترتيب فعلش كى فعل محكم علم فاعل اقتضا كند پس علم وى باسرار لاحق است و بظواهر محيط طالب را بايد كى اعمال اندر مشاهدهء وى كند چنانك داند كى او به دو و بافعال او بيناست حكايت همىآيد كه اندر بصره رئيسى بود * به باغى از آن خود رفته بود چشمش