علي الجلابي الهجويري الغزنوي
مقدمه 33
كشف المحجوب ( فارسى )
دربند كردن : دلبستگى . دربند شدن : دلبستگى . روزگار مرد : مرد بزرگ و فوقالعاده . آرام روح : آرامش و راحتى روح . خزانهء اسرار و خلعت اسرار : اصطلاح است . صوفيگرى : تصوف . كدوادهء بلا : كدوادهء بلا و كدوادهء اصفيا ، ظاهرا بمعنى حصار و مركز بلا يا حصار و مراكز اصفيا ( ص : 59 - 504 ) و تاريخ بخارا هم اين لغت را آورده و گويد : « كدوادهء ربض از خشت پخته مىبايست ، كدوادهء حصار را و برجهاى او كه از خشت پخته بود باز كردند و به ربض شهر بخارا خرج كردند » ( ص 31 طبع تهران ) . دينارگانه : بمعنى دينار و درم ، مثل درمگان و دينارگان . درمگانه : فراگفت آمدن : بسر سخن باز شدن . فناى كلى : اصطلاح صوفيانه . بىازآنكه : بمعنى بىآنكه ، و اين تركيب بعدها رواج يافته است و باز از ميان رفته . ( رك : صفحهء 141 فقره 38 ) ب - اصطلاحات و كلمات تازهء عربى خيريت - بشريت - ماهيت - كليت - خصوصيت - آدميت - احديت - وحدانيت - بليت - حيوانيت - عبوديت - قطعيت - توحيد - موحد - كشف - مكاشفت - لطيفه - تحقيق - حق - حجاب - حجاب رينى و حجاب غينى ( رين ، طبع است و غين صفت - يعنى حجاب طبيعى و حجاب عارضى و موقتى ) - صقال دل - عجنت - شاهد - شواهد - مشاهده حال - حالات - حالت توفيق - كنه و ماهيت - حدود - همت - غنا - غنى - شوق - تجريد - رؤيت - فناء كل - بقاء كل - حرقت - محبت - - مقامات - منازل - طريق - طريقت - مدعى - ذات - صفات - مجاهده - مراتب - معرفت ( بمعنى عرفان امروز ) روحانى - ربانى - اسرار - اسرا - محبت - حد - حدود - محو - صحو - مريد - طالب - فقر - اظهار - بلا - جحود - صفوف - صفوت - خواطر ربانى - نفاق - طمأنينت - قال و حال - اخلاص - قدم ذات - فرقت - قربت - سكون - قرب و حجب - جمال - اهل صنايع - اهل