علي الجلابي الهجويري الغزنوي
95
كشف المحجوب ( فارسى )
الحسين بن على الصادق رضوان اللّه عليهم اجمعين عالىحال و نيكوسيرت بود آراسته ظاهر و آبادان سريرت و وى را اشارت جميلست اندر جملهء علوم و مشهورست * دقة الكلام وى و وقوف معانى اندر ميان مشايخ رضى اللّه عنهم اجمعين و وى را كتب معروفست اندر بيان اين طريقت از وى روايت مىآرند كه كفت من عرف اللّه اعرض عمّا سواه عارف معرض بود از غير و منقطع از اسباب ازآنچ معرفت وى عين نكرت بود * از غير * كى نكرت جز وى معرفت وى باشد و معرفت جز وى نكرت وى باشد پس عارف از خلق كسسته بود و بحقّ پيوسته غير را اندر دلش مقدار آن نباشد كى بديشان التفات كند و يا وجود ايشان را چندان خطر نهد كه اندر خاطر ذكر ايشان را عقد كند ، و هم از وى روايت آرند كى كفت لا يصحّ العبادة الّا بالتوبة فقدّم التوبة على العبادة و قال اللّه تعالى التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ عبادت جز به توبه راست نيايد تا خداوند تعالى مقدّم كرد توبه را بر عبادت ازيرا كه توبه بدايت مقاماتست و عبوديّت نهايت آن * و چون خداوند جلّ جلاله ذكر عاصيان كرد به توبه فرمود و كفت وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً و چون رسول را عم ياد كرد به عبوديّت ياد كرد * و كفت فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى و اندر حكايت يافتم كى داود طائى رح به نزديك وى آمد و كفت يا پسر رسول خداى مرا پندى ده كى دلم سياه شدست كفت يا با سليمان تو زاهد زمانهء خويشى ترا به پند من چه حاجت باشد كفت اى فرزند پيغمبر شما را بر همه خلايق فضلست و پند دادن تو مر * همه خلايق را