علي الجلابي الهجويري الغزنوي

96

كشف المحجوب ( فارسى )

واجب كفت يا با سليمان من از ان مىترسم كى به قيامت جدّ من اندر من آويزد كى چرا حقّ متابعت من نكزاردى و اين كار به نسبت صحيح و سبب قوى نيست اين كار به معاملت خوبست اندر حضرت حقّ تعالى داود را كريستن آمد و كفت بار خدايا آنك معجون طينت وى از آب نبوّتست و تركيب طبيعت از اصل برهان و حجّت جدّش رسولست و مادرش بتولست وى بدين حيرانيست داود كه باشد كه به معاملت خود معجب كردد ، و هم از وى مىآيد كه روزى با موالى خود نشسته بود و ايشان را * مىكفت بيائيد تا بيعت كنيم و عهد بنديم كى هر كه از ميان ما رستكارى يابد اندر قيامت همه را شفاعت كند كفتند يا بن رسول اللّه ترا به شفاعت ما چه حاجت كى جدّ تو شفيع همه خلقانست وى كفت من با اين افعال خود شرم دارم كى اندر قيامت به روى جدّ خود نكرم اين جمله رؤيت عيوب نفسست و اين صفت از اوصاف كمالست جملهء متمكّنان حضرت خداوند جلّ جلاله برين بودند از اوليا و انبيا و رسل * و پيغمبر كفت عم اذا اراد اللّه بعبد خيرا بصّره بعيوب نفسه * و عيوب الدنيا و هر كه از روى تواضع عبوديّت سر فرود آرد خداوند تعالى كار وى اندر دو جهان * بلند كرداند و اكر جملهء اهل بيت را ياد كنم و مناقب * يك يك برشمرم اين كتاب * بل كتب بسيار حمل * عشر عشيرى از ان نكند پس اين مقدار كفايت بود هدايت قومى را كى عقل ايشان را لباس ادراك باشد از مريدان و منكران اين طريقت اكنون ذكر اصحاب صفّهء رسول عم بر سبيل ايجاز و اختصار اندرين كتاب بيارم و ما پيش ازين كتابى ساخته‌ايم و مر آن را منهاج الدين نام كرده و اندر وى مناقب